اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ٣٤
و الطاف خاصه پروردگار توانا به جامعه اسلام و بالاخص جامعه تشيع و يكى از نعمتهاى بزرگ اوست. او با دانش گسترده و عميقى كه جز نتيجه و ثمره توجهات خاصه اهلبيت اطهار نسبت به وى به چيز ديگرى نمىتوان حمل كرد، دامن همت به كمر بسته و احاديث پراكنده و درهم ريخته آل محمّد عليهم السّلام را از زواياى كتابخانهها بيرون كشيده و با نظم و ترتيب بىسابقهاى باببندى نموده و به احياى دوباره آنها دست زد، گويند: وقتى به اطلاع او رساندند كه كتاب مدينة العلم[١] شيخ صدوق (ره) در يكى از شهرهاى يمن موجود است، مجلسى بلافاصله موضوع را به اطلاع شاه سليمان رسانيد و او را واداشت تا سفيرى با هداياى فراوان روانه آن شهر نمايد تا آن كتاب را گرفته و پيش علامه بياورند- اين كتاب جزو منابع بحار ذكر نشده است و اين نشان مىدهد كه معلوم نيست اين كتاب به دست مجلسى رسيده باشد-.
انسان، تنها با مطالعه بحارالانوار مىتواند به عمق معلومات علامه مجلسى در فقه، اصول، حديث، درايه، كلام، حكمت و فلسفه، تفسير، تاريخ، طب، لغت، و ادبيات و ديگر علوم پى ببرد. گويند بعضى از شاگردان او كليه نوشتههاى او را بر تمام ايام عمرش، (٧٣ سال) تقسيم نموده و چنين نتيجه گرفتند كه حاصل كار هر روز مجلسى ٥٣ خط و ربع بوده است و اين جز با توجه خاص خداوندى و يارى ائمه اطهار امكانپذير نيست و تازه اينهمه كار علمى مانع از مشاغل اجتماعى او و رسيدگى به انبوه مراجعات مردم كه از كليه نقاط كشورهاى اسلامى به سوى او سرازير بود، نشده است.[٢]
[١]. اين كتاب بزرگترين تأليف شيخ صدوق به شمار مىرود و حتى دانشمند بزرگ شيخ حسين عاملى- پدر شيخ بهايى- در وصول الاخيار گويد: كتابهايى كه مدار شيعه مىباشد، پنج كتاب است و علاوه بر كتب اربعه از مدينة العلم نيز نام مىبرد- كه ظاهر مطلب آن است كه وى اين كتاب را ديده است- و متأسفانه اكنون از آن اثرى يافت نمىشود.
[٢]. آقا احمد كرمانشاهى( فرزندزاده استاد كل وحيد بهبهانى كه با چهار واسطه خواهرزاده علامه مجلسى است) در مرآة الاحوال مىنويسد: او از جانب سلاطين صفويه در شهرى مانند اصفهان، شيخ الاسلام بود- و همه مرافعات و دعاوى مردم را خود شخصا رسيدگى مىنمود. از ايشان نماز بر اموات و جماعات و ضيافات و عبادات فوت نمىگرديد. از كثرت دعوت، شخصى مأمور بود نام دعوت كنندگان را بنويسد و شبها بعد از نماز عشا بر آن جناب عرضه كند.
علاقه شديدى به تدريس داشته و شاگردان بسيارى از مجلسش برخاستند.
مكرر بيت اللّه و ائمه عراق( ع) را زيارت نمود، شخصا متوجه امور خود بود( و به عهده ديگران نمىنهاد) و حوايج دنياى او در نهايت انضباط و ميانهروى بود و در ترويج دين مرتبهاى والا حائز گرديد.