اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ٤٤٦
اسلام پناهنده به كفر شود. اينها مرا بكشند براى من آسانتر و گواراتر از اين است كه از بيم جان به كفار پناهنده شوم ...».[١]
و در جاى ديگر فرمود:
«... اگر مرا دار بزنند، زهى سعادت من كه در راه حمايت از دين اسلام شهيد شوم».[٢]
آرى شيخ شهيد «با روحى بزرگ و ايمانى راسخ و توكلى خالص، تسليم قدرت و مشيت الهى در خانه خود در محله سنگلج باقى ماند، و نه سالدات روسى در خانهاش گذاشت و نه تفنگچى، درسش را هم ترك نكرد»،[٣] و با شجاعت و شهامتى غيرقابل وصف در برابر انبوه مصائب و حوادث گوناگون ايستادگى كرد تا سرانجام در روز ١١ رجب ١٣٢٧ ق بوسيله فاتحين با وضعى بسيار رقتبار و تأسف انگيز دستگير شد.[٤]
سرانجام پس از گذشت دو روز از دستگيرى، عصر روز سيزدهم رجب مطابق با ١١ مرداد ١٢٨٦ ش سالروز ولادت اولين شهيد مظلوم اسلام على عليه السّلام مظلومى ديگر بر بالاى دار رفت.
بهتر است قلم را به دست «تندركيا» نواده شيخ داده و تفصيل جريان را از و بشنويم»:[٥]
«عصر روز سيزدهم رجب شيخ را از محبس براى استنطاق آخر به دادگاه برده بودند. از بعدازظهر در ميدان توپخانه جمعيت موج مىزد، و جا براى تازهواردين نبود. عدهاى زارزار گريه مىكردند و عدهاى فقط اشكشان
[١]. صافى گلپايگانى، صافى نامه و فيض ايزدى، ص ٧- ٩.
[٢]. اديب هروى، تاريخ پيدايش مشروطيت، ص ١٤٢.
[٣]. انصارى. شيخ فضل اللّه نورى و مشروطيت، ص ٢٣٧.
[٤].؟؟« نهيب جنبش ادبى» مجله شاهين، ص ٢٣٥.
[٥]. همان، ص ١٧٣.