اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ١٤٠
شنيدم و ديدم كه اشك از چشمان خشكيده مىگرفت».[١]
٩. مرحوم حجت الاسلام و المسلمين محمّد على انصارى قمى:
«از وعاظ متأخر، تأثير نفس مرحوم حاج شيخ جعفر شوشترى بسيار معروف است و شرح منبر رفتن او در سال ١٣٠٢ ه. ق، از يادداشتهاى مرحوم صدر الاشراف- محلاتى- چنين نقل شده است: شيخ بر مرحوم حاج ملا على كنى وارد شد. روز بعد، او را به مسجد مروى آوردند.
شيخ بعد از نماز به منبر مىرفت و قريب دو ساعت در منبر مشغول موعظه و ذكر حديث، تفسير آيات قرآنى و مصائب آل رسول بود. چون مسجد مروى گنجايش جمعيت حاضر را براى نماز و موعظه شيخ نداشت، او را به مسجد سپهسالار- معروف به مسجد ناصرى كه بزرگترين مساجد تهران است- بردند. من ماه رمضان به جماعت او كه نماز ظهر و عصر بود، حاضر مىشدم. وقت سحر به مسجد مىرفتم، براى اينكه جا براى نماز ظهر داشته باشم. در آن وقت، در صف چهارم و پنجم مىتوانستم جا بگيرم. نزديك ظهر كه مىشد، جاى يك نفر براى ادراك نماز جماعت به يك تومان و دو تومان از فقرا كه قبلا جا گرفته بودند، خريده مىشد.
بعد از نماز، جمعيت به طرف مسجد براى استماع موعظه هجوم مىآورد و تا جايى كه سايه ايوان، مسجد را گرفته بود، مىنشستند. عجب آنكه، با ضعف صداى شيخ كه پيرمردى حدود هشتاد ساله بود، صداى او به همه مستمعين مىرسيد؛ زيرا، مردم به قدرى ساكت بودند و نفس به ملايمت مىكشيدند، براى اينكه صداى شيخ برسد. در آن سال، تمام جوانان كه اهل فسق و فجور بودند، تائب شدند. راستى، يك انقلاب دينى و اخلاقى در تهران ايجاد شد.»[٢]
[١]. شوشترى، آيات بينات فى حقيقة بعض المنامات، ص ١٤٣، ذيل خواب ٣١.
[٢]. انصارى قمى، دفاع از اسلام و روحانيت، ج ١، ص ٢٠٥، به نقل از فقيهى، تاريخ مذهبى قم، ص ٢٠٦.