اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ٤١٤
و در ديدار با پدرم ميرزاى شيرازى، بحثى فقهى درگرفت و ايشان نظرى مخالف با پدرم ابراز كرد و هركدام براى نظربه خويش دليلى آورده و مجلس پايان پذيرفت. علامه خويى به كاظمين رفت و پدرم در آن مسئله تجديدنظر كرد و برايش روشن شد كه حق به جانب مرحوم خويى بوده است، لذا قاصدى به طرف كاظمين فرستاد تا به او اطلاع دهد كه نظر خود را تغيير داده و با وى همرأى شده است».[١]
امربهمعروف و نهىازمنكر
معظمله در آن زمان رياستى بهسزا و شهرتى بسيار داشت و رتق و فتق امور شهر به دست باكفايت او انجام مىگرفت. ازهمينرو با كمال شجاعت در برابر كجيها و ناراستيها مىايستاد. حكام و واليان را امربهمعروف و نهىازمنكر مىكرد و از حقوق مردم دفاع مىنمود.
شيخ محمّد حرز الدين مىنويسد:
«وى از دانشمندان بزرگ و فقيهان سترگ به شمار مىرفت. ثقه، عدل، ورع و باتقوا بود و در ايام نفوذ كلمهاش امربهمعروف و نهىازمنكر مىكرد. او خوشاخلاق و خوشصحبت و داراى رأى استوار بود و به واجبات دينىاش قيام كرد و به بلاهاى گوناگون- در زمان مشروطيت- دچار شد تا سرانجام به تيرهاى كفر و زندقه و مكر و نيرنگ به شهادت رسيد. او بسيار بزرگوار و بخشنده و پسنديده صفات بود، من مدتى با او همزمان بودم».[٢]
اوژن ابون، سفير فرانسه در ايران، كه در سفر به خوى با شهيد ديدار كرده، چنين مىنويسد:
[١]. امينى، شهداء الفضيلة، ٤٤٤؛ مدرس تبريزى، ريحانة الادب، ج ١، ٤٣٤.
[٢]. حرز الدين، معارف الرجال، ج ١، ٣٦.