اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ٣٨٥
چه بسيار مىشد كه آن مرجع بزرگ اموال موجود را ميان نيازمندان و طلاب تقسيم مىكرد، و براى گذران زندگى خويش قرض مىگرفت. او اين ويژگى را به فرزندانش نيز آموخته بود و به فرزندش آيت اللّه شيخ عبد اللّه مامقانى فرموده بود: فرزندم! كسى كه براى حقوق الهى امين است، نبايد بدان دست زند. زيرا، اول به مقدار ضرورت زندگى از آن برمىدارد، و پس از آن جرئت پيدا مىكند و براى تجملات هم از آن استفاده مىكند. لذا كسى كه مىخواهد مرتكب گناه نشود، بايد از آغاز ملتزم باشد كه به مقدار ضرورت زندگى هم از آن استفاده نكند.
وى در امور مالى شديدا احتياط مىكرد. هيچگاه هديهاى از پادشاهان و رجال نامى قبول نكرد. يكبار مظفر الدين شاه ٢٥٠٠ تومان به خدمتش فرستاد، و گفت:
١٥٠٠ تومان نذر سادات و ١٠٠٠ تومان هم نذر طلاب است. وى همان روز آن مبلغ بسيار را تقسيم كرد، و حتى قرانى از آن را براى خويش و فرزندان و اهل بيتش برنداشت، و آن روز براى گذران زندگى فقيرانهاش قرض گرفت؛ با اينكه همسرش علويهاى محترمه و دو فرزندش از افاضل طلاب بودند.[١] علّامه تهرانى مىنويسد:
من او را درك كردم، و روش زندگىاش را با چشمانم ديدم. آنچه از زهد و تقوايش ستودم، مشاهدات خودم بود، و چيزى از اين و آن نقل نكردم، و به سخن كسى استناد ننمودم. اگر كسى او را اعلم زمان نداند، نمىتواند اورع و ازهد دورانش نشمارد.[٢]
از مرحوم آيت اللّه حاج شيخ احمد كفايى نقل شده است كه:
روزى با پدرم مرحوم آخوند خراسانى به ديدن آيت اللّه شيخ محمّد حسن مامقانى رفتيم، و هنگامى كه غداى او را آوردند، ديديم كه آبگوشتى زرد رنگ با چند عدد نخود بود. مرحوم والد فرمودند: شيخنا! شما چرا
[١]. مامقانى، مخزن المعانى، صص ٢٣٣- ٢٣٥.
[٢]. تهرانى، نقباء البشر، ج ١، ص ٤١١.