اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ٤٥١
صدر الأفاضل دانش در رثايش سرود:[١]
|
كفر ديدى چه كرد با اسلام |
اى عجب لا اله الا اللّه |
|
|
اعلم عصر را بدار زدند |
در كجا پايتخت شاهنشاه |
|
|
كفر شد آشكار و دين پنهان |
گشت اسلام خوار و علم تباه |
|
|
رفت منصور وار بر سر دار |
آنكه حق گفت و شد زحق آگاه |
|
|
داد از خواب غفلت امروز |
آه از انتقام فردا آه |
|
|
پى تاريخ اين بليه زغيب |
گفته شد «الشهيد فضل اللّه» |
|
در حقيقت اعدام شيخ، به داركشيدن دين و مذهب بود.[٢] به دار زدن روح آزادگى، استقلال، مردانگى و دميدن روح وابستگى، غربزدگى، نوكرپيشگى در كالبد نهضت بود.
حماسه شهيد و پايمردى شيخ، بينش ضداستعمارى و بيگانه ستيزى عالمان شيعه را ثابت كرد. او آنچنان قوى و با صلابت اين فراز سترگ از تاريخ زندگانى پرجوش و خروش خويش را پشتسر گذاشت كه تا قرون و اعصار متمادى نام خونرنگش بر تارك تاريخ سرخ تشيع خوش خواهد درخشيد.[٣]
جالبتوجه آنكه:
قصيده رائيه كه ميرزا فتح اللّه كاشانى متخلص به شيبانى در وصف صحن جديد حرم حضرت معصومه عليها السّلام سروده و گرداگرد صحن كتيبه شده، اين مصراع از آن بر بالاى سر مرقد شيخ نقش گرديده است:
|
نه جنت است چه جنت مقام رحمت حق |
نه كعبه است چه كعبه است قبله ابرار |
|
[١]. مدرس خيابانى، ريحانة الادب، ج ٤، ص ٢٥١. در مرثيت وى مرحوم آقا سيد احمد رضوى معروف به اديب پيشاورى( م ١٣٤٩ ق.) و ميرزا محمّد على غروى اردوبادى نيز قصايدى را به عربى سرودند.
[٢]. يپرم ارمنى،- عامل اجراى حكم اعدام- گتفه بود: نه تنها شيخ، كه همه اسلام و ايران و ملتش را بردار زدند. ر. ك: جابرى اصفهانى، تاريخ اصفهان و رى، ص ٣٥٩.
[٣]. اين مقاله، برگرفته از كتاب ارجمند« شيخ فضل اللّه نورى و مشروطيت، رويارويى دو انديشه» نوشته:
حجة الاسلام آقاى مهدى انصارى قمى- همراه با اضافات فراوان- مىباشد.