اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ١٣٩
عراق، هند و افغان را فراگرفت و آوازهاش در هر سرزمينى كه شيعه ما مىيافت مىشد، طنين افكند ... هزاران نفر در پاى منبرش اجتماع مىكردند، و اشك از چشمان شنوندگان- مانند سيل بهارى- جارى مىشد.
بيشترين چيزى كه او را بدين درجه رسانيد، اخلاص او، توجهش- تنها به ذات خداوند- و دورى و پرهيزش از روى جد و حقيقت از دنيا بود.»[١]
٦. علامه ميرزا محمّد على مدرس خيابانى:
«در مجلس وعظ او، هزاران مردم از علما، فضلا، اتقيا و طبقات مختلفه حضور داشته و هركسى فراخور حال خود، بهرهور گشتى و بسيارى از اهل معصيت از بركات انفاس قدسيهاش از معاصى مرتدع و مجتنب مىگشتند.»[٢]
٧. مرحوم حرز الدين:
«از جمله كسانى كه در مجلس وعظ او شركت مىكردند، حضرات آيات شيخ محمّد حسين كاظمى، حاج ملا على خليلى، حاج ميرزا حسين ميرزا خليل، شيخ محمّد زريجاوى نجفى و شيخ محمّد حرز الدين- عموى نويسنده- بودند ... و اين، عظمت و بزرگى مجالس وعظ مرحوم شيخ را مىرساند».[٣]
٨. آيت اللّه محمّد تقى شوشترى- نوه شيخ-:
«از پدرم شنيدم كه مىگفت: افنديهاى عثمانى در منابر شيخ در كاظمين، كربلا و نجف شركت مىكردند. هنگامى كه منبرش با آيات قرآن افتتاح مىشد، مىگريستند و مىگفتند: گويى ما اين آيات را تاكنون نشنيدهايم و جبرئيل اكنون اين آيات را نازل كرده است ... علاء الدوله قاجار مىگفت:
من مراثى شيخ را در تهران- در سفر آخرينش كه به وفاتش منجر شد-
[١]. حلى، ديوان سحر بابل و سجع البلابل، ص ٤٠٦،( پاورقى).
[٢]. مدرس خيابانى، ريحانة الادب، ج ٢، صص ٣٥٢- ٣٥٣.
[٣]. حرز الدين نجفى، معارف الرجال، ج ١، ص ١٦٤.