اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ٦٠٨
در فقر و ندارى وى گفتهاند:
«هنگامى كه بيمار مىشد، اصلا پولى براى درمان نداشت و با همان بيمارى صبر مىكرد».
حضرت آيت اللّه مرعشى نجفى (ره) مىفرمودند:
«روزى بر وى وارد شدم و او را در حال بيمارى شديدى مشاهده كردم، درحالىكه پولى براى درمان در بساط او يافت نمىشد. من و آقايان خويى و ميلانى پولى بر روى هم نهاده و او را به دكتر رسانديم».
مدرسى چهاردهى مىنويسد:
«وى براى چاپ كتاب الهدى پولى نداشت. بناچار هرچه در خانه داشت به قيمت ارزان فروخت و كتاب را به چاپخانه فرستاد».[١]
براى چاپ كتابهاى خود، از ديگران درخواست كمك مىكرد براى نمونه آگهى منتشر كرد كه در آن از مردم خواسته بود بودجهاى براى طبع كتاب الرحلة المدرسية و ترجمهاش مدرسه سيار در اختيار او بگذارند[٢] و براى نشر و فروش آلاء الرحمن از مرحوم سيد محسن امين تقاضاى يارى نمود.
و از ادامه نگارش كتابش درباره قبله تنها به دليل فقر مالى صرفنظر كرد.[٣]
مدرسى چهاردهى مىنويسد:
«خانه و آشيانه استاد ما در نجف بسيار كوچك و كهنه بود. ناتوانى مزاج، سينهتنگى، گرماى سوزان و بىپولى، گرفتار و بيمارش كرده بود. ميرزا على آقاى شيرازى (فرزند ميرزاى مجدد) حاضر شد كه خانه آبرومندى براى يك سال اجاره كرده و به بلاغى واگذار نمايد. استاد
[١]. مدرسى چهاردهى، تاريخ روابط اجتماعى ايران و عراق، ص ٣٢٩.
[٢]. بلاغى، اعاجيب الاكاذيب، پشت جلد.
[٣]. همو، آلاء الرحمن، پايان جلد ١.