اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ١٤٢
دعاها چاپند و دروغ؟ واللّه دين چاپى نداريم، دين (؟؟) بى مغز نداريم. چون نيك تأمل كنى، تمام اعمال و افعالت همه بى مغزند و دعاهايت همه قالب بىروح. انصاف بده كه اين دعا و زيارت- كه هرروز مىخوانيم- كدام يك از فقراتش در ما هست؟ بينك و بين اللّه، يكى از اين فقراتش در تو هست؟ آيا اطمينان به قدر خدا دارى؟ اگر گمان مىكنى كه آن عالم هم مثل اين دنيا، به تعارفات رسميه دروغ امرت خواهد گذشت، نه به خدا گمانت خطاست. آن عالم حقيقت مىخواهند، چاپ و دروغ برنمىدارند. حال، ببين يكى از سنن اولياء خدا با تو هست يا نه؟ ببين از صفات دشمنان خدا مفارقى يا نه؟ توشه تقوادارى براى روز جزايت؟ از دنيا معرضى؟ به حمد و ثناى خدا مشغولى؟ آخر، بىمروت بدبخت! صفات ذميمه نفس، همه در تو باشد، اما از اينها يكى نباشد؟ اين نشان آن است كه گريبانت به دست ظالم گرفتار شده است.
لااقل، در اين بابها فكرى كنيم كه خود را فريب ندهيم. با خدا و ملائكه به شوخى و حيله نمىتوان گذرانيد؛ اقلا، انصاف بدهيم.
بارى، كلام در تسلط اين ظالم است كه گريبانت به دست او است. ببين، مىگذارد تو را فكرى براى سفرهايى كه در پيش دارى، بكنى؟ چه سفرها در پيش دارى! سفرى از اين عالم، چشم بسته مىشود و در آخرت گشوده مىشود. سفرى داريم از اين عالم به عالم قبر، سفرى از عالم قبر به عالم برزخ، سفرى از برزخ به عالم محشر، سفرى از حشر به نشر، سفرى از موقف به پاى حساب، سفرى از پاى حساب به پاى ميزان، سفرى از پاى ميزان به گذشتن از صراط، سفرى از صراط تا «قضى امر». ديگر، آخرش نمىدانم به كجاست. ملاحظه كن كه اين بدبخت گذاشته اقلا، فكرى بكنيم كه به كدام زاد، كدام توشه، با كدام رفيق و كدام راه بلد اين راههاى دور را برويم؟ نزد آن كسى كه مىروم، چه از من خواسته و چه با خود مىبرم؟ ... فكرى بكن كه در اين راه، كارم به كجا خواهد رسيد؟ به