اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ٥٦٧
خود بر جامع عباسى را داخل متن نمود و به چاپ رسيد، و فتاواى او در تمام اقطار اسلامى منتشر گشت.
تأليفات
آن مرد بزرگ تمام اوقات خويش را به مطالعه و تأليف مىگذراند، و ساعتى را بيهوده از كف نمىداد. خود مىنويسد:
«... به هنگام نگارش كتاب شرح شرايع، تنها به عبادات واجب و اندكى خورو خواب بسنده مىكردم. حتى در وقت غذا بر سر سفره حاضر نمىشدم، بلكه همسرم غدا را لقمه مىكرد و بر روى كتابهايى كه لازم داشتم مىگذاشت. و من در وقت استفاده از آن كتابها، لقمهها را مىخوردم».[١]؟؟
كرامت امير مؤمنان عليه السّلام در حق او
او در ادامه مىنويسد:
«هنگامى كه شرح ابواب وصيت و قضا را مىنوشتم، چشمهايم ضعيف و كمسو شد، به گونهاى كه من مطالب را تقرير مىكردم و شخصى مىنوشت و كاتب پاكنويس مىكرد. تا اينكه دوتن از پزشكان، خواندن و نوشتن را بر من حرام دانستند، و من يك هفته كارم را تعطيل نمودم، تااينكه روزى از تعطيلى و عدم اشتغال سينهام بسيار تنگ شد و حالت گريه به من دست داد. رو به حرم مطهر امير مؤمنان عليه السّلام كردم و همراه با گريه گفتم:
آقاى من! من خدمتگزار شما و مكتب شمايم، چرا چشمانم را شفا نمىدهيد؟
پس از درد دل كردن با حضرت، به من الهام شد كه به حرم مطهر مشرف شوم. پس از زيارت مرقد شريف و خواندن نماز مغرب و عشا، به خانه بازگشتم و با دشوارى بسيار مشغول نگارش شدم. صبح روز بعد متوجه
[١]. مامقانى، تنقيح المقال، ج ٢، ص ٢٠٩.