اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ٤٧٤
تهران به قصد نجف اشرف خارج شد و پس از زيارت عتبات عاليات، در ماه مبارك رمضان ١٣١٣ ه. ق به عزم حج بيت اللّه الحرام نجف را ترك كرد. پس از انجام حج، در نجف رحل اقامت افكند و به تدريس، اقامه جماعت، تأليف و راهنمايى مؤمنان اشتغال ورزيد.[١] وى در كنار آن، به درس استادان بزرگ نجف نيز حاضر شد و مبانى اجتهادى خود را استوار ساخت.[٢]
او در نجف نزد بزرگان حوزه علميه جايگاهى والا و منزلتى رفيع يافت و مورد احترام بسيار آيات عظام همچون آخوند خراسانى، حاج ميرزا حسين خليلى، فاضل شرابيانى و شيخ محمّد حسن مامقانى قرار گرفت، تا بدانجا كه مرحوم آيت اللّه حاج ميرزا حسين در جماعت وى حاضر شد و در صحن شريف علوى بدو اقتدا كرد، تا مردم را متوجه عظمت مقام او بنمايد، و در اواخر عمرش نيز به وصلت با اين بيت بزرگ تبرك جست و فرزندش را به دامادى او درآورد.[٣]
محفل تدريس او در نجف مملو از فضلا و طلابى همانند علامه شيخ آقا بزرگ تهرانى بود. به دليل علم بسيار و سرودههاى عربى و فارسىاش، زبانزد خاص و عام شد و خانهاش مالامال از ادبا، شعرا، فضلا و اهل علم گشت.[٤]
شاگردان
متأسفانه كتابهاى تراجم به نام شاگردان بسيار او اشارهاى نكردند و ما فقط عده اندكى از آنان را مىشناسيم كه عبارتند از:
١. علامه سيد حسن مازندرانى نجفى (د. ١٣٥١ ه. ق)[٥]
[١]. خاقانى نجفى، شعراء الغرى، ج ١١، ص ٣٢٥؛ تهرانى، نقباء البشر، ج ٥، ص ٥٧.
[٢]. حرز الدين نجفى، معارف الرجال، ج ٣، ص ١٤.
[٣]. تهرانى، نقباء البشر، ج ٥، ص ٥٧.
[٤]. حرز الدين نجفى، معارف الرجال، ج ٣، ص ١٤.
[٥]. همان، ص ١٥.