اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ١٦٣
سيد هاشم حلّى نيز مىگويد:
«من با چشمهايم ديدم كه در شب وفات مرحوم شوشترى قبل از عشا، تناثر نجوم و شهب اتفاق افتاد، به نحوى كه فضا از آنها پر شد. مردم به دهشت و وحشت افتادند، و تا نيمساعت ادامه داشت».[١]
مرحوم همدانى هم اين ماده تاريخ را اينچنين نقل كرده است:[٢]
|
«لفقده كواكب قد نثرت |
أرخته «قد نثرت كواكب» |
|
در وفات او نجف يكپارچه غرق ماتم و عزا شد و همه- حتى زنان پردهنشين- براى استقبال از پيكر آن عالم بزرگ گريان و سينه زنان فرسنگها بيرون رفتند و پيكر مطهرش را با تشييع باشكوهى وارد نجف اشرف كردند، و در صحن مقدس، در يكى از حجرههاى سمت سر مطهر- محل دفن مرحوم حاج ميرزا محمّد حسن آشتيانى (ره)- آن جناب را به خاك سپردند.[٣]
در رثاى وى، شاعران بسيارى، مرثيه سرودند و همگى به واقعه تناثر نجوم اشاره كردند، مرحوم آقا سيد ابراهيم طباطبايى (١٢٤٨- ١٣١٩ ه. ق) قصيدهاى در ٥٠ بيت،[٤] مرحوم سيد جعفر حلّى (١٢٧٧- ١٣١٥ ه. ق) قصيدهاى در ٣٩ بيت،[٥] و مرحوم ميرزا محمّد همدانى[٦] از جمله اين شاعران بودند كه به زبان عربى به ذكر ماجرا پرداختند.
اسير شوشترى نيز در سروده خويش چنين گفت:[٧]
[١]. واعظ خيابانى، علماء معاصرين، ص ١٨.
[٢]. همدانى، غنيمة السفر، ص ٣٥.
[٣]. قمى، فوائد الرضوية، ص ٦٨.
[٤]. برخى از آن اشعار در اعيان الشيعه، ج ٤، ص ٩٦ موجود است.
[٥]. حلى، سحر بابل و سجع بلابل، صص ٤٠٦- ٤٠٨.
[٦]. همدانى، غنيمة السفر، ص ٣٧.
[٧]. موسوى كاظمى، احسن الوديعة، ج ١، ص ٧٩.