اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ٣٥٩
علامه تهرانى مىنويسد:
او از زاهدترين، باتقواترين و پرهيزگارترين علماى زمان خويش بود. او تمام اوقاتش بين مطالعه، تدريس، نگارش و بحث و تحقيق مىگذشت.
وى در نهايت اعراض از دنيا و زهد در آن بود. همانگونه كه در پاكى روح، سلامت نفس و دورى از زخارف دنيا، مقامى بزرگ داشت. او را پس از رياست و مرجعيتش مىديديم كه در روش و زندگى و در خوراك و پوشاكش هيچگونه تغييرى پديد نيامد.[١]
او خانهاى نداشت و بسيار فقير، قانع و مقتصد بود، تا اينكه حاج محمّد همدانى عطار، خانه كوچكى برايش خريد و خرج سفر حج او را- حتى لباس احرام و نعلين- بذل كرد؛ وگرنه او نه صاحب خانه مىشد و نه به حج مىتوانست برود. و اين در زمان رياست و مرجعيت او بود.[٢]
اسوه تقوا
محقق همدانى، تنديس ورع و نمود تقوا بود. عبادات، زيارات و نوافلش ترك نمىشد و در عينحال، بسيار خوشاخلاق و خوشمحضر بود. با شاگردانش مىگفت و نشست و برخاست مىكرد. اما در مدت عمرش، كسى از او غيبتى نشنيد و هرگز به كسى اجازه نمىداد تا در حضورش، سخن از كسى ديگر بگويند، و اگر احساس مىكرد كه پاى غيبت به ميان آمده است، فورا مسئله علمى مطرح مىكرد و رشته سخن را مىگردانيد.[٣]
ديگر شاگردش، علامه امين، هم مىنويسد:
او زاهد در دنيا و معرض از آن- حتى از سخن در امور دنيوى مانند:
[١]. تهرانى، نقباء البشر، ج ٢، ص ٧٧٦.
[٢]. امين، اعيان الشيعه، ج ٧، ص ٢١.
[٣]. تهرانى، نقباء البشر، ج ٢، ص ٧٧٧.