اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ٥٥١
ميرزا طاهر تنكابنى يكپارچه اذن واعيه فانى در تقرير مطالب اسفار از زبان مبارك حاج شيخ عبد النبى مىشد».[١]
شيخ آقا بزرگ تهرانى هم بدين نكته اشاره دارد و مىنويسد:
«وى، نابغه فقه و اصول، و جامع معقول و منقول[٢] و حاوى تمام علوم و از متبحران و جامعان علوم و فنون و بالجمله دانشمندى بزرگ و عالمى سترگ بود».[٣][٤]
به نقل آيت اللّه شعرانى، وى حتّى از علم كيميا نيز فى الجمله، آگاهى كسب كرده بود كه به سفارش مرحوم حكيم حاج ملا هادى سبزوارى آن را ترك كرده و دنبالش نرفته بود.[٥]
اعتماد السلطنه هم مىنويسد:
«شيخ عبد النبى مجتهد مازندرانى، از فضلاء و شاگردان سركار حجة الاسلام ميرزاى شيرازى روحى فداه است. در كتب مقدمات، به تخصيص شرح مطول تبحرى فوق العاده دارد. اين زمان در تهران امامت جماعت و درجه معتدبها از شهرت به هم رسانيده، و ثاقت و عدالتش را نيز قادحى نيست، همهروزه در فقه و اصول مجلس درس منعقد مىسازد و به تحقيقات عاليه مىپردازد».[٦]
شاگردان
برخى از كسانى كه در محضر پرفيض او به كسب دانش فقه، اصول، فلسفه و
[١]. حسن زاده آملى، در آسمان معرفت، ص ١٩٦.
[٢]. تهرانى، الذريعة، ج ٦، ص ٢٠٣.
[٣]. همو، نقباء البشر، ج ٣، ص ١٢٤٢.
[٤] انصارى قمى، ناصر الدين، اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير، ٢جلد، دليل ما - قم، چاپ: دوم، ١٣٨٧.
[٥]. شعرانى، مقدمه اسرار الحكم، ص ٢٠؛ حسن زاده آملى، در آسمان معرفت، ص ٣٨٥.
[٦]. اعتماد السلطنة، المآثر و الآثار، ص ١٧٤.