اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ١٤٩
تشويق غافل نماند و مستعدّان را شخصا تشويق مىكرد و به آنان جايزه مىداد.
«در سال ١٢٧٩ ه. ق،- كه مرحوم حاج شيخ به دزفول آمده بود- هنگامى كه آثار رشد و ذكاوت و علايم هوشيارى و كمالات را در ظهير الاسلام- كه آن وقت پنجساله بود- مشاهده نمود، عمامه بر سر او گذاشته و قلمدانى نفيس از شاهكارهاى آقا زمان، نقاش معروف بدو داد».[١]
٦. سعى در رفع مشكلات مردم
خداوند سخن، على عليه السّلام مىفرمايد: «ليكن احب الناس اليك واحظاهم لديك اكثرهم سعيا فى منافع الناس».[٢] مرحوم حاج شيخ از آنجا كه همواره درصدد رفع مشكلات مردم و كوشش در جهت رفاه حال همشهريان و همكيشان خود بود، هرجا كه مىرفت و هرجا كه بود مردم بدو عشق مىورزيدند و دوستىاش را بر خود واجب مىشمردند.
نامهاى از آن رادمرد موجود است كه بخوبى از اين روحيه والاى او خبر مىدهد.[٣] همچنين، وقتى سيل برخى از دهانههاى سدّ شاپور شوشتر را تخريب كرد، وى به تعمير آن همّت گماشت. مؤلف شرححال وفايى مىنويسد:
«پنج دهانه و درّه از سدّشاپورى در شوشتر [را] آب سيل خراب كرده بود. راه عبور بر ساكنين غربى شوشتر و مسافرين دزفول قطع شده بود.
مرحوم حاج شيخ جعفر شوشترى- اعلى اللّه مقامه- پولى از مردم جمع كرد و آنها را بست».[٤]
[١]. انصاريان، عرفان و سلوك اسلامى، ج ١، ص ١٤٠، به نقل از مقدمه مجالس المواعظ، ص ٢١.
[٢]. آمدى، غرر الحكم، ج ٢، ص ٥٨٦، حديث ٦٤.
[٣]. شرححال وفايى شوشترى، صص ١١- ١٣، نامه حاج شيخ به وفايى شوشترى، به نقل از مقدمه مواعظ، ص ٢١.
[٤]. شرححال وفايى شوشترى، ص ٧٩.