اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ٢٠٧
ايشان را تا كهريزك آوردهاند. اكنون من براى استقبال و ديدار ايشان به حرم حضرت عبد العظيم مىروم، شما هم خود دانيد.
مرحوم آيت اللّه طباطبائى هم بدون معطلى به سوى رى حركت كرد، و در آغاز روز در تهران اين خبر شايع شد.
مردم شهر هم با تعطيل مغازهها و با صلوات، دعا و سروصداى بسيار به سوى شهر رى حركت مىكنند.
شاه كه در كاخ گلستان به سر مىبرد با تعجب انگيزه سروصدا را از صدراعظم مىپرسد. صدراعظم هم آمدن ميرزا محمود بروجردى و رفتن دو مجتهد پايتخت را به استقبال او يادآور مىشود.
شاه با شنيدن اين خبر مضطرب مىشود، و به صدراعظم دستور مىدهد كه به اتفاق همه وزيران به حضرت عبد العظيم برود، سلام وى را به آقا محمود بروجردى برساند، خواستههاى ايشان را بشنود، در انجام دادن آنها نهايت كوشش را نمايد، و ايشان را با احترام به بروجرد برگرداند.[١]
از ديگر نمونههاى تجليل وى از دانشمندان، آن است كه پس از آمدن آيت اللّه ميرزا ابو القاسم كلانترى نورى تهرانى (١٢٩٢- ١٢٢٦ ه. ق) از نجف به تهران، آيت اللّه حاج ملاعلى كنى با اصرار بسيار مسند تدريس در مدرسه مروى را- كه آن زمان آبادترين مدرسه علوم دينى و مجمع علما و فضلا به شمار مىرفت- برعهده وى گذاشت، و دانشوران را به درس او ترغيب كرد.[٢]
نيز، زمانى كه آيت اللّه حاج شيخ جعفر شوشترى در سال ١٣٠٢ ه. ق به تهران آمد، مرحوم حاجى استقبال چشمگيرى از ايشان نمود، امامت جماعت مسجد سپهسالار را- كه تازه ساختمانش به پايان رسيده و هنوز جماعت در آن برپا نشده بود- بديشان تفويض كرد، و مردم را نيز به درك مجالس و نماز جماعت ايشان تحريص نمود.
[١]. شريف رازى، اختران فروزان، صص ١٢٨- ١٢٧.
[٢]. همان، ص ٢٢٠.