اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ١٧٤
آن فقيه بزرگ در ميان علماى قم، به داشتن ثروت، باغات و مزارع امتياز داشت. محمّد تقى بيك ارباب از آنها، در كتاب تاريخ دار الايمان قم ياد كرده است.[١] وى ثروتش را در راه دستگيرى از مستمندان و كمك به بينوايان مصروف مىداشت. آيت اللّه ملا حبيب اللّه كاشانى مىنويسد:
«حاج سيد جواد قمى عالمى فاضل، بخشنده و سخاوتمند بود. و در روزگار قحطى و گرسنگى، تمام اموالش را بر فقيران و مستمندان بخشش نمود و رئيس بر علما بود».[٢]
ديگر از فضايل اخلاقى و خصوصيات ممتازش، كثرت عبادت، تهجد، زهد و ورع بود. فرزند بزرگوارش، حاج ميرزا زين العابدين، در اينباره مىنويسد:
«با اينكه مشغول بود به ترويج دين و قمع ظالمين، و او را محاسباتى بود با نفس خود در ايام حياتش. و مردى ورع و زاهد و كثير التهجد و البكاء بود. بسيارى از اوقات، مناجات ابى حمزه ثمالى را در قنوت نماز و ترش قرائت مىنمود. و او را كرامات با هراتى است».[٣]
ديگر از خصوصيات او، اقامه معروف و نهىازمنكر بود. وى مانند پدرش بدون ترس از ستمگران در رفع ظلم از مردم مىكوشيد. در اينباره، ملا حبيب اللّه كاشانى مىنويسد:
«او به ظالمان و حاكمان اعتنا نمىكرد. و كارش امربهمعروف و نهىاز منكر بود. و من او را در قم ملاقات كردم».[٤]
معظمله از دربار قاجار و وابستگانش، سخت دورى مىكرد و بديشان روى خوش نشان نمىداد. حتى ناصر الدين شاه در سفرش به قم، موفق به ديدارش
[١]. همان، ص ٧٠، ٧٤، ٨٣، ٩٣، ١١٣.
[٢]. كاشانى، لباب الالقاب، ص ٧٧.
[٣]. ناصر الشريعة، تاريخ قم، ص ٢٥٥.
[٤]. كاشانى، لباب الالقاب، ص ٧٧.