اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ٤٩١
مىرفت و در آنجا به عبادت مىپرداخت. بسيار اوقات هم مىشد كه در آن مكان شريف، رهگذران شاهد نورى تابان و گفتگويش با شخص ديگرى بودند.
آيت اللّه حاج سيد مهدى روحانى مىفرمود:
من از پدرم در مورد اين قضايا و شهرت آنها پرسيدم. پدرم- كه مردى روشنفكر بود و اينگونه قضايا را به آسانى قبول نمىكرد- فرمود: من از جزئيات قضايا خبر ندارم، اما پدرم لياقت و صلاحيت اين قضايا را داشت و از مقام قدس و ورع او دور نيست.
آيت اللّه حاج شيخ على اكبر نهاوندى دراينباره مىنويسد
«خبر دادند ما را عالمان عاملان حاج سيد محمود و حاج سيد؟؟؟؟
نجلان زكيان العالم العلامة حاج سيد صادق قمى طيب اللّه رمسه و؟؟
از براى حقير:
بسم اللّه الرحمن الرحيم و ممن تشرف بالسعادة العظمى و نال بالمرتبة الكبرى العالم المؤيد الربانى كاشف الرموز و الدقائق الحاج سيد محمّد صادق القمى نور اللّه مضجعه، و قضيه او آنكه حكايت كرد براى ما بنده متقى الموثوق به ملا حبيب اللّه مؤذن مسجدى كه آن مرحوم تأسيس نمود، گفت: عادت من اين بود كه قبل از فجر به يك ساعت مىآمدم به مسجد و نافله شب را در مسجد به جا مىآوردم در سرما، و بر پشت بام مسجد در گرما و بعد از اداء نافله بر سطح ايوان مرتفع بالا مىرفتم و قبل از اذان قدرى اشعار مناجات مىكردم و چون وقت داخل مىشد اذان مىگفتم و فرود مىآمدم و اين عادت من بود قريب به بيست سال. شبى از شبها كه شب تاريكى بود و بادها مىوزيد به عادت خود آمدم در مسجد، ديدم در مسجد باز است و يك روشنايى در مسجد ديدم كه گمان كردم در مسجد را خادم نبسته و چراغ را خاموش نكرده است پس داخل مسجد شدم كه تحقيق مطلب نمايم، ديدم سيدى به زىّ علماء ايران در محراب مشغول نماز است و آن روشنايى كه ساطع است از روى مبارك آن سيد است نه