اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ١١٣
جليل كسى يافت نمىشد، و سيد صدر هم طبقه آن دو بزرگوار بود.[١]
اين نيز نشان از تواضع صاحب جواهر و تجليل وى از مقام عالمان و فقيهان دارد كه در برابر چشم صدها نفر زير بازوى عالمى ديگر را بگيرد و او را حركت دهد.
آرى، اين است خلقوخوى سلف صالح ما، اين است كردار بزرگان ما كه از تواضع و فروتنى دريغ نداشتند و از احترام به مقام دانشمندان هيچوقت ابا نكردند. پس بكوشيم تا پيروان راستين آنان باشيم.
و نيز گويند: صاحب جواهر به منظور بزرگداشت مقام علمى شاگردان سختكوش خود، روزى بر فراز منبر تدريس در برابر صدها تن از فضلاى شاگردانش به اجتهاد چهارتن از آنان تصريح كرد و بدينسان از آنان تجليل و قدردانى نمود.
آنها عبارتند از: حاج ملا على كنى، شيخ عبد الحسين شيخ العراقين، شيخ عبد الرحيم بروجردى، و شيخ عبد اللّه نعمت عاملى.[٢]
صبر
صبر و بردبارى در سختيها و بلاها از بزرگترين نعمتها و موهبتهاى الهى است كه تنها مؤمنان راستين از آن برخوردارند. اگر امير مؤمنان على عليه السّلام مىفرمايد:
«طول الاصطبار من شيم الابرار» و «من كنوز الايمان الصبر على المصائب».[٣]
مىبينيم كه صاحب جواهر كلام امير بيان را به گوش جان شنوده و در زندگى به كار بسته است.
در حالات مرحوم شيخ نوشتهاند: صاحب جواهر فرزندى به نام شيخ محمّد پدر آيت اللّه شيخ على جواهرى معروف به شيخ حميد[٤] داشت، كه تمام امور
[١]. صدر، تكملة أمل الامل، ص ٢٨٣.
[٢]. همان، صص ٢٧٠- ٢٧١؛ تهرانى، نقباء البشر، ج ٣، ص ١٢٠٥.
[٣]. آمدى، غرر الحكم، ج ٢، ص ٤٧١، ح ٢٢ و ص ٧٢٨، ح ٦٤.
[٤]. تهرانى، كرام البررة، ج ١، ص ٣١٣؛ مظفر، مقدمه جواهر، ج ١، ص ٢٣، وى فرزند ارشد مرحوم- صاحب جواهر به شمار مىرفت.