اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ٥٧٣
خاصه خداوندى است. خداوند متعال به مؤلف آن پاداش نكو و اجر بسيار عطا بفرمايد، كه كتابى چنين را نگاشت.[١]
مؤلف خود در آغاز جلد اول مىنويسد:
«... من براى نگارش اين كتاب شبانهروز زحمت كشيدم، و تمام قواى خود را به كار گرفتم، و به اقل ضرورى از خوردن و خوابيدن اكتفا كردم.
و در اين مدت ٣ سال، نه استراحت كردم و نه به تفريح رفتم، و حتى در شبهاى دراز بيش از ٤ ساعت نمىخوابيدم. در اين مدت درهاى توفيق الهى به رويم گشوده شده بود، و هرگاه مطلبى را در كتابى مىخواستم به مجرد بازكردن كتاب آن مطلب را مىيافتم، و براى پيدا كردن آن معطل نمىشدم.
شبى از شبهاى طولانى، ٣ ساعت پيش از طلوع فجر از خواب برخاستم، و براى تأليف اين كتاب نيازمند بخش رهن از كتاب تهذيب شيخ طوسى شدم، ولى من اين قسمت را نداشتم. ديدم تا طلوع خورشيد ٥ ساعت مانده است، و نمىتوانم كارم را تعطيل نمايم و بدون آن كتاب هم كارى از پيش نمىبرم. دراينحال، متوجه حضرت ولىعصر ارواحنا فداه شدم، و گفتم: آقا جان! از من تلاش و كوشش و از شما يارى و اعانت، و من اكنون قسمت رهن را مىخواهم. دراينحال يادم آمد مقدارى از كتابهاى وقفى قديمى با خطوط بد و نازيبا در صرف، نحو و تفسير نزد من موجود است كه متروك افتاده، و چيزى كه قابل استفاده باشد در آنها پيدا نمىشد، و اصلا احتمال وجود تهذيب را در آنها نمىدادم. نااميد و مأيوس به سوى آنها رفتم و كتابى را برداشتم، ناگهان ديدم بخشى از تهذيب كه من مىخواستم و با خطى بسيار زيباست. با خوشحالى تمام آن را برداشتم و نيازم را برطرف كردم. و از شگفتيها آنكه، بعد از آن هرچه جستجو كردم، ديگر آن كتاب را نيافتم؛ گويا آن كتاب اصلا وجود نداشته است. پس
[١]. تهرانى، الذريعة، ج ٣، صص ٤٦٦- ٤٦٧؛ سبحانى، كليات فى علم الرجال، صص ١٣٤- ١٣٦.