اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ٥٥٨
راهها مملو از جمعيت شد و نقشه دولت وقت- رضاخان- براىاينكه جنازه ايشان بىسروصدا و بدون انجام شعائر دينى تشييع گردد نقش برآب شد.
تشييعكنندگان، از تهران تا شميران، زنجيروار به هم متصل بودند و صبح كه جنازه ايشان را از روستا، بر روى دوش حركت دادند تا ظهر طول كشيد كه به مسجد شاه بياورند. پس از آن جمعيت انبوه كه در اندوه و خستگى به سر مىبردند منتظر دستور بعدى شدند، اعلام شد كه جنازه آقا، فردا صبح از همين مكان به سمت حضرت عبد العظيم حركت داده مىشود.
فرداى آن روز، مجددا انبوهى از مردم گردآمدند تا تشييع جنازه را ادامه دهند، به نظر مىرسيد كه مردم درضمن قصد داشتند كه با حضور در صحنه از مبارزات مرحوم شيخ عبد النبى اعلام حمايت كنند.
مجموع اين حركتها موجب ذلت هرچه بيشتر يهوديان شد و اين فرقه نتوانست توطئهاى را كه در فلسطين اجرا كرد، در ايران پياده كند.[١]
استاد حسين مكى هم مىنويسد:
«حاج شيخ عبد النبى نورى يكى از مجتهدين مسلم و مرجع تقليد بود.
ايشان در نود و چندسالگى بيمار شده بود و بالاخره در نياوران، در شب بيستم مرداد ١٣٠٣ برابر شب بيستم محرم ١٣٤٣ ه. ق فوت كرد. دربار محمّد حسن ميرزا خواست از كسالت ايشان استفاده كند، چند مرتبه وزير دربار را به عيادت فرستاد و حتى گفته شد كه يكمرتبه هم وليعهد به عيادت رفته است. بالاخره آقا پس از چند روز بيمارى فوت كرد. دربار براى تشييع جنازه دست به كار فعاليت زيادى شد، مقدارى اسبها و لوازم سلطنتى را براى تشييع و تجليل جنازه آماده كرد و به وسيله مدرّس و اطرافيان او و دربارىها، تشييع فوقالعاده مجللى از جنازه به عمل آمد، به طورىكه جنازه را از شميران به شهر، و از شهر به حضرت عبد العظيم با
[١]. بدلا، هفتاد سال خاطره، صص ١٩٤- ١٩٥.