اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ٥٥٦
اما آيت اللّه شيخ عبد النبى نورى دست از هدف و مرام مقدسش برنداشت و برهمه سختيها صبر كرد. و در زمانى كه هركس از ترس جانش در سفارتخانهاى خزيده يا بيرق دولت كفر را بر سردر خانهاش نصب كرده بود، فقط شيخ فضل اللّه نورى بود كه بر سردار رفت و ملا محمّد آملى بود كه به «كلات» نور- مازندران- تبعيد شد و شيخ عبد النبى نورى بود كه مردانه و يكتنه در تهران ماند و سيل سنگها و دشنامها را به جان خريد و لب نگزيد، تا زمانى كه حقايق روشن شد و پردهها پس رفت و نيّات واقعى مشروطهطلبان نمايان شد. به گفته آيت اللّه شعرانى:
«پس از شهادت حاج شيخ فضل اللّه و وقايع ناگوارى كه در تهران و ساير بلاد روى داد، از قتل و هتك و حبس و نهب و تبعيد و غيرها كه مردم فهميدند از ايادى اجانب چه زخمى خوردهاند، كثرت جمعيت نمازگزار با حاج شيخ عبد النبى در مسجد نامبرده ديدنى بود».
بازماندگان
امير مؤمنان على عليه السّلام مىفرمايد: الولد الصالح اجمل الذكرين (فرزند صالح، بهترين يادآور انسان است).[١]
يادگار ارزنده حاج شيخ عبد النبى نورى، فرزند ارجمندش آيت اللّه حاج شيخ بهاء الدين نورى (متولد ١٣٠٢ ه. ق) بود. وى از شاگردان خوب آخوند خراسانى و جانشين پدر بود و در مسجدش اقامه جماعت مىنمود و سالها به تدريس فقه و اصول، اصلاح امور مردم و قضاى حوايج آنان اشتغال داشت و از مشاهير و محترمين علماى مركز به شمار مىرفت. او داماد مرحوم آيت اللّه حاج مير سيد محمّد بهبهانى، فرزند آيت اللّه شهيد سيد عبد اللّه بهبهانى، و از نظر اطلاعات علمى و حفظ اخبار و روايات بالنسبة مودتوجه بود. وى در ربيع الثانى ١٤٠٥ ه. ق در
[١]. آمدى، غرر الحكم و درر الكلم، ج ١، ص ٦٥.