اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ٥٣٣
آيت اللّه ارباب حواله مىدهد. معظمله نيز مىپذيرد، اما در اثر انجام اين كار سنگين و طاقتفرسا، نور چشم خود را از دست مىدهد و كمديد مىشود. لذا وى نذر مىكند كه اگر خداوند او را شفا دهد، كتاب اربعين را بنويسد. و خداوند متعال او را شفا داد، و او هم اين كتاب را در سال ١٣٢٨ ه. ق نگاشت، كه در سال ١٣٣٠ ه. ق به چاپ رسيد.[١]
مؤلف محترم در آغاز، سلسله سند خويش را به ائمه اطهار عليهم السّلام از طريق محدث نورى، و در حديث ٤٠، از طريق آيات عظام: حاج ميرزا حسين خليلى تهرانى، سيد محمّد هندى غروى نجفى، شيخ الشريعه اصفهانى و محدث نورى بازگو كرده است. نسخه خطى و اصل آن به خط مؤلف، به شماره ٧٨٧٣ در كتابخانه آيت اللّه مرعشى موجود است.
٢. ديوان اشعار: مجموعهاى از اشعار عربى و فارسى، كه برخى از آنها بسيار معروف است و اگر گردآورى شود، ديوانى بزرگ خواهد شد.
«يكى از اشعار معروف معظمله، اين شعر است:
|
چه خوش باشد كه بعد از انتظارى |
به اميدى رسند اميدواران |
|
|
جمال اللّه شود از غيب طالع |
پديدار آيد اندر بزم ياران |
|
|
همى گويد منم آدم، منم نوح |
خليل داورم، قربان جانان |
|
|
منم موسى، منم عيسى بن مريم |
منم پيغمبر آخر زمانان |
|
|
تو موسىوار شمشير خدايى |
بكش وانگه بكش فرعون و هامان |
|
|
تو اى عدل خدا كن دادخواهى |
زجا خيز اى پناه بىپناهان |
|
|
برون كن ز آستين دست خدا را |
به خونخواهى و از خون نياكان |
|
|
قدم در كربلا بگذار و بستان |
سر پر خون زدست نيزهداران |
|
|
تو اى دست خدا با شصت قدرت |
بكش تير از گلوى شيرخواران |
|
[١]. مجله نور علم،« آيت اللّه حاج ميرزا محمّد ارباب قمى»، سال ١٣٦٥، شماره ١٦، ص ٨٤.