اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ٤١٩
نگاشتهاند، اشتباه است.
پيكر پاكش ساعتها بر زمين ماند و مردم از رعب و وحشتى كه بر شهر حكمفرما بود از خانهها بيرون نيامدند و تشييع جنازهاى صورت نگرفت. آيت اللّه حاج سيد على اكبر موسوى خويى، پدر آيت اللّه العظمى خويى با چند نفر در خانه برآن استوانه ايمان نماز خواندند و او را در همانجا به خاك سپردند.[١]
علامه بزرگوار حاج شيخ محمّد على غروى اردوبادى، در رثايش چنين سرود:
|
لله رزء هدّاركان الهدى |
قانصاع يرقل مقعدا و مقيما |
|
|
قدوت حدائق علمه و تناثرت |
منه جواهر نظمت تنظيما |
|
|
و العدل اثكل و الشريعة اعولت |
و المجد قداشجى الهدى المهضوما |
|
|
و الفقه ينعى منه كافل امره |
و يزيل شجوا دمعه المسجوما |
|
|
و فروعه جنبت و تلك اصوله |
اجتثت بايدى الظالمين جذوما |
|
|
يا راحلا و الصبر ملتف به |
خلفت كربا فى القلوب جسيما |
|
|
اودى الحمام بمفرد عن مثله |
فى فضله كان الزمان عقيما |
|
پس از شهادت، منزلش به حسينيه مبدل و قبرش زيارتگاه علاقهمندان و شيفتگانش شد. جنازهاش را پس از چهار سال از قبر بيرون آوردند و بنابر وصيتش به سوى نجف حمل كردند. بنابر نقل شاهدان عينى، هنوز جسم پاكش سالم و پاكيزه مانده بود؛ بهطورى كه مأموران مرزى عراق مانع شده و گفته بودند ما اجازه ورود جنازه تازه فوت شده را نداريم، تا سرانجام با دادن مبلغ زيادى، توانسته بودند جنازه را به نجف ببرند.
پيكر پاكش را در قبرستان وادى السلام و نزديك قبر حاج ملاعلى تهرانى- در مقبرهاى كه سالها پيش از شهادت، براى خود آماده كرده بود- دفن كردند.[٢]
[١]. تهرانى، نقباء البشر، ١٢؛ صدرايى خويى، سيماى خوى، ١٠٠.
[٢]. مدرس خيابانى، ريحانة الادب، ج ١، ٤٣٥.