اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ٤١٨
درخواست كرد: فرزند عالم و صالح، وگرنه بىاولاد بماند. مال و ثروت فراوان كه در راه خدا انفاق كند، و سوم آنكه مرگش با شهادت باشد.
هرسه خواسته شهيد به اجابت رسيد. اما خواسته اول، مرحوم شهيد تا آخر عمر فرزندى نداشت و بدون اولاد از دنيا رفت.
اما خواسته دوم معظمله، كه ثروت زياد براى مصرف در راه دين و مردم بود، نيز به اجابت رسيد. شهيد آنقدر توانگر شده بود كه در آن زمان، كمتر كسى در شهر مانند شهيد، آنهمه مال و زمين داشت. ولى وى به پيمان خود وفا كرد و مقدار اندكى از درآمد املاكش را صرف مخارج شخصى خود و بقيه را صرف خدمات دينى و رسيدگى به مردم نيازمند مىكرد و پس از خود، همه را وقف شعاير دينى كرد.
اما خواسته سوم او، كه شهادت در راه خدا بود، هم مستجاب شد. شهيد، طرفدار مشروطه مشروعه بود و با اعمال خلاف شرع مجاهدان مشروطهخواه موافق نبود. از آن طرف، در نبردى كه بين مجاهدان مشروطهخواه خوى و طرفداران محمّد عليشاه- عوامل سردار ماكو- در چهارم شعبان ١٣٢٥ ه. ق رخ داد، مشروطهخواهان به سختى شكست خوردند و به خوى عقب نشستند. خوف و هراس شهر را فراگرفته بود و كسى از مردم جرأت بيرون آمدن از خانه را نداشت. در اين ميان يكى از مشروطهخواهان به تلافى كشته شدن ميرزا جعفر زنجانى، رهبر مشروطهطلبان، آيت اللّه حاج ميرزا ابراهيم خويى را هدف تپانچه خود قرار داد و او را به همراه آقا ضياء، خواهرزاده شهيد و برادر حاج ميرزا يحيى امام جمعه خويى، بر در خانهاش به شهادت رسانيد.[١]
اين واقعه جانگداز، پيش از نماز ظهر روز يكشنبه ٦ شعبان ١٣٢٥ ه. ق، ٢٣ سنبله[٢] رخ داد. اگر در برخى كتابها شهادتش را در ١٦ شعبان[٣] يا در ماه رمضان[٤]
[١]. صدرايى خويى، سيماى خوى، ٩٩- ١٠٠.
[٢]. تهرانى، نقباء البشر، ١٤؛ معلم حبيب آبادى، مكارم الآثار، ج ٤، ١٣٠٧.
[٣]. تهرانى، مصفى المقال، ٩.
[٤]. مامقانى، مقياس الهداية( پاورقى)، ج ٤، ٢٠.