اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ٣٧٢
براى اداى دين خويش و ارشاد و راهنمايى مردم، به قفقاز، نخجوان و گنجه سفر كرد، و سپس به تبريز بازگشت.[١]
مهاجرت به نجف اشرف
آيت اللّه مامقانى دل در نجف نهاده بود و آرزوى تحصيل در آن شهر مقدس را در سر مىپرورانيد، اما به دليل كثرت قرض و نداشتن تمكن مالى راه چارهاى نمىديد، تا اينكه يكى از تجار تبريز بر وى وارد شد، و از سبب نرفتن به نجف اشرف براى تكميل آموختههايش پرسش كرد. وى چيزى اظهار نكرد. پس آن شخص فهميد كه سبب آن بودن قرض و نبودن خرج راه است. ازاينرو، وى پرداخت مقدارى از قرض و خرج راه او را متقبل شد، و درخواست كرد كه مامقانى به عتبات رود و به تكميل اندوختههايش بپردازد.[٢]
وى در حدود سال ١٢٧٠ ه. ق وارد نجف اشرف شد، و به فراگيرى فقه، اصول، حديث، رجال و درايه پرداخت، و علاوه بر آنها به تحصيل صرف و نحو، منطق، معانى، بيان، لغت، حديث، تاريخ، نسب و تراجم همت گماشت، و در تمام آنها استاد شد. وى الفيه ابن مالك، اغلب عبارات سيوطى، شرح ابن ناظم، مطول، حاشية ملا عبد اللّه و بسيارى از اشعار لطيف فارسى، عربى و تركى؛ امثال، داستانها، احوال علما و انساب سادات را از حفظ داشت، و در مجالس خويش بدان استناد مىكرد.
استادان
آيت اللّه مامقانى سالهاى طولانى در دروس استادان بزرگ حوزه نجف شركت
[١]. امين، اعيان الشيعة، ج ٥، ص ١٥٠؛ معلم حبيب آبادى، مكارم الآثار، ج ٤، ص ١٠٥٧؛ مامقانى، مخزن المعانى، صص ٢٢٨- ٢٢٩.
[٢]. كاظمى خوانسارى، احسن الوديعة، ج ١، ص ١٦٩؛ واعظ خيابانى، علماى معاصرين، ص ٨١؛ مامقانى، مخطن المعانى، ص ٢٣٠.