اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ٣٧١
كودكى
وى ٨ ساله بود كه تندباد اجل گرد يتيمى بر سرش نشاند، و پدر و مادرش را در يك سال از او ستاند. سرپرستى و تربيت او را يار ديرين پدرش آيت اللّه شيخ محمّد حسين اصفهانى، صاحب فصول، برعهده گرفت. وى قيمى بر او منصوب كرد. آن شخص به بهترين وجه به تربيت و مواظبت او پرداخت، و او را به آموختن دانش تشويق فرمود. آن مرحوم هم در مدرسه حسن خان به فراگيرى مقدمات، ادبيات، منطق، و علم معانى و بيان اشتغال ورزيد، كه تا زمان درگذشت صاحب فصول در ١٢٥٥ ه. ق ادامه يافت.[١]
تحصيلات
پس از وفات صاحب فصول بود كه به خواسته مرحوم آيت اللّه فاضل ايروانى، وى در ١٧ سالگى به نجف اشرف مهاجرت كرد، و در مدرسه صحن مبارك امير المؤمنين عليه السّلام كه در آن زمان اهميت ويژهاى داشت در حجرهاى منزل گزيد، و بزرگان و فضلا دور او را احاطه كردند. در سال ١٢٥٨ ه. ق كه حمله وحشيانه نجيب پاشا از اميران لشكر دولت عثمانى و قتلعام مردم كربلا اتفاق افتاد، زايران مامقانى از او خواستند تا به مامقان رود. اما او سرباز زد و نپذيرفت، تا آنان به صاحب جواهر (ره) خبر بردند. لذا ايشان به حجره مرحوم محمّد حسن آمد و اين به خاطر رفاقت و خصوصيتى بود كه با پدرش شيخ عبد اللّه داشت، و از او خواست تا به مامقان رود. او پذيرفت و با اهالى شهرش به آنجا رفت. پس از چندى وى به تبريز كوچيد، و در مدرسه حاج صفر على نزد علامه شيخ عبد الرحيم بروجردى به تحصيل و همزمان به تدريس شرح لمعه و قوانين پرداخت. در سال ١٢٦٦ ه. ق
[١]. كاظمى خوانسارى، احسن الوديعة، ج ١، ص ١٦٩؛ واعظ خيابانى، علماى معاصرين، ص ٨١؛ تهرانى، نقباء البشر، ج ١، ص ٤٠٩. معلم حبيب آبادى، مكارم الآثار، ج ٤، ص ١٠٥٧.