اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ٢٨٩
پدر
والد بزرگوارش، آيت اللّه العظمى حاج ميرزا ابو القاسم كلانتر تهرانى، ابن ميرزا محمّد على بن ميرزا هادى نورى، فقيه و اصولى ژرفانديش و دقيقالنظر قرن سيزدهم هجرى بود. او در سوم ربيع الثانى ١٢٣٦ ه ق در تهران، در خانه ميرزا محمّد على- كه از تجار شيفته علم و دانش بود- به دنيا آمد. در كودكى، نشانههاى هوش سرشار و استعداد فراوان در او نمايان بود؛ چنانكه در ١٠ سالگى مقدمات را به خوبى مىفهميد، و عبارات مشكل را به آسانى مىدانست. او در سال ١٢٤٦ ه ق به اصفهان رفت و ادبيات را تكميل كرد. و در ١٢٤٩ ه ق به تهران بازآمد. وى در ١٢٥١ ه ق به عتبات عاليات رفت، اما به علت فقدان اسباب توقف، در سال ١٢٥٣ ه ق به تهران بازگشت و در مدرسه مروى ساكن شد. او علوم عقلى و نقلى را نزد مولا عبد اللّه زنوزى و علامه فقيه شيخ جعفر كرمانشاهى فراگرفت. او در اين زمان ٢٠ ساله، و به علم و فضل مشهور بود. لذا علماى پايتخت رفتن به عتبات را براى استفاده بيشتر به او پيشنهاد دادند. او به كربلا رفت و چند سال در درسهاى صاحب ضوابط آيت اللّه سيد ابراهيم قزوينى شركت جست[١] و ملازم او شد. اما پس از اينكه در كربلا فتنه، قتل و غارت روى داد، او ناچار به فرار شد. پس به اصفهان رفت و پس از آرامش فتنه عراق، به نجف كوچيد و به درسهاى آيت اللّه العظمى شيخ مرتضى انصارى حاضر شد و در اندك زمان، گوى سبقت از همگنان ربود؛ به طورى كه نامش در حوزه نجف اوج گرفت و يكى از اركان حوزه درسى شيخ و مقرر بحث او شد.
شيخ نيز به درجات علم، فضل و اجتهادش، مكرر تصريح نمود. وى در سال ١٢٧٧ ه ق به تهران بازگشت و مرجع امور دينى و علمى پايتخت شد. همه روزه،
[١]. نامه دانشوران، ج ٢، ص ٣٦٢؛ تهرانى، كرام البررة، ج ١، ص ٥٩.