اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ٢٧٦
مسجد هندى انتقال داد. به گفته علامه شيخ ابو المجد اصفهانى، مرحوم فشاركى بجز اين، درس ديگرى براى خواص شاگردانش همچون حضرات آيات: حائرى يزدى، ابو المجد اصفهانى، آقا ضياء عراقى، شيخ محمّد حسين اصفهانى و ميرزاى نائينى در منزل خود داشت كه اساس بحث كتاب البيع و مسئلههاى مشتق و لباس مشكوك بوده است.[١]
ويژگيهاى اخلاقى
خصوصيات پسنديده آن مرد بزرگ و محامد گفتار و رفتارش، بيش از آن است كه نوشته آيد. شاگرد و ملازم هميشگى او علامه شيخ محمّد رضا اصفهانى، خود را ناتوان از گفتن و نوشتن آن دانسته و عذر خواسته است.[٢] در اينجا چند نمونه از آنها اشاره مىشود:
١. فرار از رياست و مرجعيت
آن مرد بزرگ تمام عمر خويش را مصروف تدريس و تعليم و عبادت ساخته بود و از رياست دورى مىجست. اگر مىخواست مرجعيت تقليد و رياست شرعى را بپذيرد، زمينه از هر جهت برايش آماده بود، اما وى مردمان را به دوست قديمى و هم مباحثهاش مرحوم آيت اللّه ميرزا محمّد تقى شيرازى ارجاع مىداد. مرحوم آيت اللّه علامه سيد حسن صدر مىنويسد:
مرحوم فشاركى از خواص ياران و مشاوران استادمان ميرزاى شيرازى بود و پس از درگذشت استاد (در شعبان ١٣١٢ ه. ق)، بسيارى از علما و دانشمندان كه اعتقاد به اعلم بودن او از تمام معاصران داشتند، به نزدش آمدند و از او خواستند تا مرجعيت را بپذيرد. اما او فرمود: من شايسته
[١]. اصفهانى، وقاية الاذهان، ص ١٤٤.
[٢]. همان.