اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ٢٣٧
پارچه دستبافت نخى بود، و از لباس عالمانه پرهيز مىكرد. در لكهنو، خانهاى بزرگ داشت كه در جنگ آزادى (١٨٥٧ م) ويران شد. وقتى برادرش سيد اعجاز حسين خبرش را به او داد، وى با بىتوجهى پاسخ داد: «خوب شد. اسباب خودبينى شكست. نان خشك را بر غذاى لذيذ ترجيح مىداد. بيماران را معالجه و به آنها كمك مىكرد. سليمان- نايب بريتانيا- به او بسيار احترام مىگذاشت. راجه رتن سنگه، او را به منطقه حكومت خود، به چركهارى دعوت كرد. اما او شهريه بيش از صد روپيه را رد كرد، و در آن منطقه به بهبود وضع فقرا و بيماران پرداخت. او مىگفت كه بر اثر وبا يا مارگزيدگى خواهد مرد. و اتفاقا، همينطور شد و به بيمارى وبا درگذشت. و در آخرين لحظه، با گفتن يا على! خاموش گشت و در چركهارى به خاك سپرده شد. ماده تاريخ فوت وى: «چراغ دين خاموش شد»، است.
مزارش محل زيارت مردم است. و با زيارت قبرش، دعاهاى مردم به اجابت مىرسد و كرامات وى ظاهر مىشود. مىگويند: سالى، قحطى اتفاق افتاد. يك نفر هندو در ظرفى برنجى آب آورد و بر قبرش ريخت و گفت: «مولوى بابا، ما داريم تلف مىشويم باران بفرست». كار خدا بود كه همان روز، باران آمد. فرزندان او، مولانا عنايت حسين و مولانا كرامت حسين بودهاند».[١]
فرزندش، سيد كرامت حسين، در ١٢٦٩ ه. ق به دنيا آمد. وى پس از فقدان پدر و مادرش، به عموى بزرگوارش مير حامد حسين پيوست و به تحصيل علوم دينى روى آورد. علاوهبر آنها، وى علوم: تاريخ، جغرافيا، هيأت و نجوم، جفر و كيميا، طب، قانون، سياست و زبانهاى: فارسى، انگليسى، آلمانى، لاتين، فرانسه، عبرى و سريانى را فراگرفت و در پارهاى از آنها مهارت فراوان يافت.
[١]. مرتضى حسين، مطلع انوار، صص ٢٩٠- ٢٩١.