اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ٢١٦
اتاق را نيمهروشن كرده بود. اينها اثاث خانه آن مرجع بزرگ تقليد شيعه بود.
شاهزاده وضع اتاق را خوب برانداز كرد، نتوانست خوددارى كند و گفت: اگر ملا و مجتهد اين است، پس حاجى ملاعلى چه مىگويد؟
هنوز سخن وى تمام نشده بود، كه مرحوم شيخ انصارى از جا برخاست و فرمود چه گفتى؟ اين كلام كفرآميز چه بود؟ خود را جهنمى كردى.
برخيز از نزد من دور شو و ابدا يك نفس كشيدن پيش من نمان. مىترسم عقوبت تو مرا هم بگيرد.
از اين قسم تهديد به حدى فرمود كه شاهزاده به گريه افتاد و گفت: آقا توبه كردم، نفهميدم، مرا عفو كنيد، ديگر از اين غلطها نمىكنم.
شيخ از تقصير او گذشت و فرمود: عالىجناب حاجى ملاعلى كنى حق دارد آنطور زندگانى كند، زيرا در مقابل پدر تو بايد به همان قسم زندگى كرد. ولى من در ميان طلاب هستم، و بايد حالم و امور زندگانىام مانند همين طلاب بوده باشد.[١]
تأليفات
آيت اللّه كنى در طول عمر پربار خويش، لحظهاى نياسود و از دقايق زندگانى خود بهرهها برد. وى در خلال دهها وظيفه دينىاش، قلم به دست گرفت و كتابهاى بسيار در فقه، اصول، رجال، درايه، و ديگر علوم از خود برجاى گذاشت. آثار گرانبهايش عبارتند از:[٢]
الف: فقه
١. ارشاد الامة: اين همان رساله عمليه ملاعلى كنى به زبان فارسى بود، كه در
[١]. حيسنى خراسانى، معجزات و كرامات، ج ١، ص ١٦.
[٢]. تهرانى، نقباء البشر، ج ١١، ص ٥٧؛ همو، نقباء البشر، ج ٤، ص ١٥٠٥.