اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ١٩٨
يك شيخى نشسته و غمگين است.
قدرى تفحص مىكند كه: كه هستى و چه ناراحتى دارى؟
دل به دل او مىدهد و مىفهمد كه از وضع معاش و زندگانى، محزون است. مىگويد: آقا شيخ! من چيزى ندارم، تنها يك قنات بايرى دارم كه به شما مىدهم، شما يك چرخ بگذار بلكه استفاده كنى.
حاجى هم قبول مىكند ... و بالاخره اين قنات را راه مىاندازد. و يك آب سرشارى از قنات سرازير مىشود، و اكثر آن اراضى را آبيارى مىكند و حاجى هم استفاده كاملى مىبرد ...
از بركات خداوند- سبحانه- در دل مردم افتاده بود كه اگر از حاجى آب زراعت را بخريم، وضع درختها و زراعتمان بهتر مىشود.
به اين ترتيب حاجى يك ثروتى پيدا كرد، و از ثروتمندان تهران شد».[١]
با ورود حاجى به تهران، دلهاى مردم، از خاص و عام، بدو متوجه شد. مردم از اينكه يكى از برترين شاگردان صاحب جواهر را در ميان خويش مىديدند، شادمان شدند و رشته تقليد وى را در سراسر ايران به گردن انداختند. لذا، موقعيت علمى و اجتماعى مرحوم حاجى چنان در اين چند ساله اوج مىگيرد، كه در سال ١٢٧١ ه. ق ١١ سال پيش از وفات شيخ و اوج مرجعيت شيخ انصارى رساله عمليهاش در همه مناطق ايران به دست مقلدانش مىرسد.
شاگردان
مرحوم حاجى با ورود به ايران و شهرت يافتنش، به تدريس فقه و اصول دست يازيد، و شمار بسيارى براى استفاده از دانش او به محضرش شتافتند. برخى از شاگردان ايشان عبارتند از حضرات آيات:
[١]. مصاحبه با آيت اللّه نجفى مرعشى،« نگاهى به زندگى حاج ملا على كنى» مجله پيام انقلاب، آبان، ١٣٦١ شماره، ٧١، ص ٤٣؛ تهرانى، نقباء البشر، ج ٣، ص ١٥٠٥.