اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ١٧٥
نشد. لذا، شاه با توليت آستانه مقدسه گفتگو كرد تا- به خيال خود- موجبات آمدن آقا را نزد شاه فراهم آورد. توليت در پاسخ گفت: حالا كه ما چنين تحكمى نكردهايم، مردم به ديده بد به ما نگاه مىكنند كه چرا مورد لطف آقا نيستيم؟ وى اضافه كرد: آقا روستايى دارد و قنات آن، زهكش قنات حضرت معصومه است، ولى من جرئت طرح اين دعوا را ندارم. شاه كه منتظر بهانهاى براى ديدار آقا بود، به توليت گفت: تو همين را به عنوان شكايت به من بنويس تا من آقا را به عنوان حل دعوا طلب كنم و در ضمن به آرزويم- كه آمدن آقا سيد جواد به دربار ماست- برسم. توليت در نامهاى خطاب به شاه، از آقا گلايه كرد. ناصر الدين شاه نيز به همين بهانه، آقا را به تهران احضار كرد. اما حاج سيد جواد- با زيركى و فطانت ويژه خويش- متوجه مطلب شد و در كنار نامه شاه نوشت: «من اين قنات را كه زهكش قنات بىبى فاطمه معصومه عليها السّلام است، به آن حضرت واگذاردم». و بدينسان، آيت اللّه قمى نقشه شاه را نقش بر آب كرد و به ديدارش نرفت.[١]
حتى معظمله براى دورى گزيدن از شاه و دربارش و نيز اتابك اعظم ميرزا على اصغر خان امين السلطان، كه در آن روزگار مشغول ساختن صحن جديد و ايوان آيينه بود، به عنوان اعتراض از قم خارج شد و به عتبات عاليات رفت. در آنجا به او خبر دادند كه صحن حضرت معصومه عليها السّلام، بسيار خوب ساخته شده است، ايشان گفته بود: واى به حال كسى كه بگويد خوب صحنى شده است. ايشان از اين صحن عبور نمىكرد و از حوض صحن وضو نمىگرفت، زيرا معتقد بود كه صدر اعظم آنجا را كه قبرستان بوده، غاصبانه به حوض تبديل كرده است.[٢]
غلامحسين خان اديب كرمانى- ملقب به افضل الملك- در سفرنامه خود مىنويسد:
مرحوم مبرور آقا سيد جواد مجتهد قمى كه معاصر مرحوم حاجى ملا محمّد صادق (طاب ثراه) بود و بعد از ايشان، اقتدار كلى به هم رسانيد
[١]. صحفى، داستانهاى جالب، ص ١٨٣.
[٢]. بدلا، خاطرات، ص ١٥١.