اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ١٢٠
عثمانى، و جلوگيرى از حملات فرقه وهابى، شهر نجف به يكى از امنترين مراكز علمى جهان درآمد و مشتاقان علم از همه سو براى كسب دانش بدان شهر رونهادند. صاحب جواهر هم از فرصت پيش آمده به بهترين روش استفاده كرد و با تربيت صدها مجتهد و دانشمند و روانه كردن آنان به شهرها و كشورهاى اسلامى، معارف شيعى را در همه جا بويژه در ايران، عراق، شام، لبنان، هند و افغانستان گستراند.
پيشتر نيز جريان اعزام مرحوم شيخ محمّد حسن آل ياسين را به بغداد، و توقير و تكريم از وى را بازگفتيم. اين سفر خود در عظمت و بزرگى آل ياسين نقش مهمى داشت و بعدها آل ياسين از مراجع تقليد طراز اول عراق گرديد. اينها همه حسن تدبير و دورانديشى صاحب جواهر را مىنماياند.
صاحب جواهر در سالهاى آخر عمر پربركت خويش در انديشه آن بود كه پس از خود رياست و سرپرستى حوزه علميه نجف را به چه كسى واگذارد. و آن هنگام كه وى در بستر بيمارى به سر مىبرد و لحظات پايانى زندگانى پربار خويش را مىگذارند، در حاليكه بيشتر بزرگان و شاگردان و فرزندانش او را در ميان گرفته بودند و هركدام خود را شايسته احراز مقام والاى رياست حوزه مىديدند و همه به وى چشم دوخته بودند، آن بزرگوار امر مرجعيت و رياست كيان تشيع را به مرحوم شيخ انصارى واگذاشت.
شيخ انصارى تا آن روز فردى گمنام بود و جز عدهاى از خواص، او را نمىشناختند. وى از شاگردان صاحب جواهر به شمار نمىرفت و تنها مدتى چند در درس آن بزرگوار شركت كرده بود.
اما زمانى كه صاحب جواهر بر صلاحيت شيخ انصارى براى احراز اين مقام واقف شد، و به علم و تقوى و زهد و ورع شيخ پىبرد، او را بر تمامى شاگردانش مقدم شمرد و مرجعيت و زعامت را بدو واگذاشت.
اين نگرش حكايت از آيندهنگرى و صلاحديد صاحب جواهر براى حوزه نجف