اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ١١١
جواهر آمده بودند، وى از ملاقات با آنان به علت خشم و غضب سرباز زد و سبب عدم ملاقات را بازنگفت. مردم از يكديگر مىپرسيدند: چرا شيخ بر ما خشم گرفته است.
عصر روز غدير كه مردم از هر شهر و ديار به خانه مرجعشان آمده بودند، وى مردم را به اجتماع در صحن مقدس امير المؤمنين عليه السّلام فراخواند. سپس برايشان از فضيلت دانشمندان سخن گفت و به مردم بغداد فهماند كه دليل عدم ديدار با شما در صبح امروز كوتاهى و بىاعتنايى به آل ياسين بوده است.
در اين حال مردم بغداد به سوى آل ياسين كه در آن مجلس حضور داشت هجوم برده و از وى پوزش خواستند و با كمال توقير و احترام او را به بغداد بردند، تا آنجا كه آوازه عظمت و منزلت آل ياسين همه جا را فراگرفت.[١]
از ديگر نشانههاى احترام صاحب جواهر به دانشمندان و فقيهان آن است كه وى به هنگام عزيمت يكى از شاگردانش به شهر خود، نامهاى به والى آن شهر نوشت و مراتب علم و فضل و كمال وى را به حاكم و مردم شهر گوشزد كرد.
مورد ديگر نامهاى است كه مرحوم شيخ خطاب به حاكم فارس درباره مرحوم ميرزاى شيرازى نوشته است.[٢]
وى همواره با نامهنگارى از حالات علما و فقهاى شهرها و كشورهاى مختلف آگاه مىشد. نامههايى كه به فقيهان هند نگاشته است در كتاب الظل الممدود[٣] گردآمده، همچنانكه متن نامه صاحب جواهر به سيد حسين سيد العلماء، و سيد محمّد سلطان العلماء، فرزندان سيد دلدار على نقوى لكهنوى، در تكمله نجوم السماء آمده است.[٤]
[١]. مظفر، مقدمه جواهر، ج ١، ص ١٧.
[٢]. تهرانى، هدية الرازى، صص ١٧- ١٨.
[٣]. الظل الممدود و الطلح المنضود، اثر علامه مفتى مير محمّد تسترى لكهنوى( ١٣٠٦ ه- ق) كه در آن بسيارى از نامهها خطبهها و اشعار فارسى و عربى گردآمده است، تهرانى، الذريعة، ج ١٥، ص ٢٠١.
[٤]. لكهنوى، تكملة نجوم السماء، ج ١، صص ٧٨- ٨٤؛ اين نامه در تقدير و تمجيد كتاب منابع التحقيق و معارج التدقيق سيد العلما است.