كوثر فقه - محمدى خراسانى، على - الصفحة ٦ - پيشگفتار
اصولى حقايق ايمانى را از آيات و روايات و براهين عقلى استفاده كند و در اختيار مردم بگذارد، مثلًا ظواهر برخى آيات باعث شده تا عدهاى از آن جبر استفاده كنند و جبريه باشند، ظواهر آياتى باعث شده تا گروهى از آيات اختيار و استقلال و تفويض را برداشت كنند، ولى مگر ممكن است آيات قرآن كريم تناقض و تعارض داشته باشند؟ اينجا است كه فقيه در امر دين بايد وارد بحث شود و فقيهانه توهم تناقض در قرآن را حل كند و نيز در بخش اخلاق و فضائل و رذائل با ملاحظه آيات و روايات و با استفاده از شيوه صحيح منطقى و اصولى حقيقت را استنباط كند و در اختيار اهلش قرار دهد، آن گونه كه بزرگانى نظير فيض كاشانى در محجّة البيضاء و مرحوم علامه ملا محمدمهدى نراقى در جامع السعادات عمل كردهاند.
و در بخش فقه مصطلح و حلال و حرام نيز وظايف مكلفان را از منابع اصيل احكام يعنى كتاب و سنت و عقل قطعى استنباط كند و فتوا دهد. البته اين بخش از فقاهت نمود بيشترى دارد و در عمل ما انسانها خود را نشان مىدهد و هيچ فعل اختيارى نيست مگر آنكه حكمى دارد و در فرازى از خطبه پيامبر اعظم (ص) مىخوانيم:
«يا أيّها الناس ما من شىء يقرّبكم من الجنّة ويباعدكم عن النار إلا وقد أمرتكم به وما من شىء يقرّبكم من النار ويباعدكم من الجنّة إلا وقد نهيتكم عنه».[١]
و به گفته صاحب معالم: «ليس فى العلوم بعد المعرفه أشرف من علم الفقه لأنّ مدخليّته فى العمل أقوى ممّا سواه».[٢]
ولى هرگز فقاهت منحصر در اين بخش نيست و فقه اكبر فقه اصول عقايد است زيرا تا عقيده سالم نباشد عمل نيز سالم نخواهد بود.
خوشبختانه تاريخ درخشان مرجعيت و فقاهت شيعى گواه صدقى بر اين حقيقت است و فقهاى اهل بيت (ع) نوعاً جامع هر سه بخش بوده و در اصول و فروع دين مبين اسلام آثار گرانبهايى از آنان به يادگار مانده است، جناب معلم الشيعه شيخ مفيد،
[١]. وسائل الشيعه، ج ١٧، ص ٤٥، ح ٢.
[٢]. معالم الدين، ص ٢٢.