كوثر فقه - محمدى خراسانى، على - الصفحة ٤٠٥ - بررسى شغلهاى مكروه
و در روايت چهارم فرموده است:
«ولا قصّاباً ... وأمّا القصّاب فإنّه يذبح حتي تذهب الرحمة من قلبه».[١]
حكمت نهى، قساوت قلب و خروج رحمت و مهربانى از دل قصّاب و سلاخ است. در روايتى آمده است:
«والقاسى القلب منّى بعيد».[٢]
رحمت و شفقت و مهربانى دل از صفات خوب و كمال است و قساوت قلب، صفت نقص و رذيله است و شرط كمال اين است كه آدمى قسّى القلب نباشد، و اين با كراهت مناسب است نه با حرمت. گفتنى است اگر اين كار، صنعت و شغل انسان باشد كراهت دارد، وگرنه هر انسانى در طول عمر يك يا چند بار به مناسبت، شترى را نحر مىكند، گاو يا گوسفندى را سر مىبرد كه كراهت ندارد در روايات هم روى جزّار و قصّاب تكيه شده است كه مبالغه و دالّ بر كثرت است و علامت شغل بودن است.
٦. بافندگى
بافندگى نيز از شغلهاى مكروه است و مستند آن روايت ابو اسماعيل صيقل رازى از امام صادق (ع) است:
دخلت على أبى عبدالله (ع) ومعى ثوبان، فقال لى:
«يا أبا إسماعيل يجيئني من قبلكم أثواب كثيرة، وليس يجيئني مثل هذين الثوبين»،
فقلت: جعلت فداك تغزلهما امّ إسماعيل و أنسجهما أنا فقال لى: «حائك؟» قلت: نعم، فقال:
«لا تكن حائكاً ...».[٣]
محل شاهد: حضرت از حياكت و حائك بودن نهى كرده است، ولى چون خبر ضعيف است بر كراهت حمل شده است. البته در اينجا دو عنوان وجود دارد يكى «حياكت» است و ديگرى «نساجت». در برخى از تعابير واژه «حياكت» آمده است و تعبير امام راحل در متن تحرير همين است، در برخى ديگر از تعابير واژه «نساجت»
[١]. همان، ص ١٣٧، ح ٤.
[٢]. همان، ج ١٦، ص ٤٥، ح ٣.
[٣]. همان، ج ١٧، ص ١٤٠، ح ١.