كوثر فقه - محمدى خراسانى، على - الصفحة ٤٠٤ - بررسى شغلهاى مكروه
و در فرازى از روايت چهارم فرموده است:
«ولا حنّاطاً وأمّا الحنّاط فإنّه يحتكر الطعام على امّتي، ولئن يلقي الله العبدُ سارقاً أحبّ إليّ من أنْ يلقاه قد احتكر الطعام أربعين يوماً».[١]
و در روايت ششم فرموده است:
«مَن باع الطعام نزعت منه الرّحمة».[٢]
در روايت چهارم كلمه «حنّاط» (گندم فروش) ذكر شده است ولى در ادامه همان حديث و در دو حديث ديگر، كلمه «طعام» ذكر شده است كه اعم از گندم است. به هر حال اين روايات بر كراهت حرفه طعام فروشى دلالت دارند و در دو روايت نخست روى احتكار تكيه شده است كه چون اغذيه فروش از احتكار سالم نمىماند كراهت دارد؛ البته اينها حكمت حكم است، امّا اصل بيع طعام، به قول مطلق كراهت دارد.
٤. بردهفروشى
روايت اوّل و چهارم باب بيست و يكم از ابواب «ما يكتسب به» معصوم (ع)، فروشنده انسان (انسان مملوك) را بدترين مردم دانسته و فرموده است: «شرّ الناس مَن باع الناس» يعنى «أقلّهم خيراً و بركة». يعنى چنين كسى خير نمىبيند و در كسب او بركت نخواهد بود. ضمناً حتى اگر روايات اين مورد، صحيح و معتبر بود و بر حرمت دلالت مىكرد، امّا روايت پنجم باب كه سندش خوب است (حسنه نضر بن سويد) صريحاً بر نفى بأس (اشكال) دلالت دارد و قرينه مىشد بر تصرف در ظاهر نهى و حمل آن بر كراهت.
٥. سلاخى و قصابى
اين دو شغل نيز از شغلهاى مكروه است. دليل آن، روايت اوّل و چهارم باب بيست و يكم است. امام (ع) در روايت اوّل فرموده است:
«ولا تسلّمه جزّاراً فإنّ الجزّار تسلب منه الرحمة».[٣]
[١]. همان، ص ١٣٧، ح ٤.
[٢]. همان، ص ١٣٨، ح ٦.
[٣]. همان، ص ١٣٦، ح ١.