كوثر فقه - محمدى خراسانى، على - الصفحة ٣٨٧ - اجرت گرفتن بر عمل تعبدى
مىگردد اشكالش اين است كه خلاف واقع است، زيرا وجداناً عملى كه بر آن اجر دنيوى مترتّب نباشد خالصتر از عملى است كه بر آن اجير شود و در برابر آن اجر و مزد هم بگيرد. بنابراين تأكّد اخلاص و عباديت وجهى ندارد.[١]
ثالثاً به فرموده امام راحل در مكاسب محرّمه مراد از تأكّد اخلاص چيست؟ سه احتمال در اين باره وجود دارد:
الف) امر اجارى يعنى أوْفُوا بِالْعُقُودِ رنگى ندارد و بستگى دارد كه متعلق آن چه چيزى باشد؟ اگر متعلق آن عمل توصلى باشد اين امر هم توصلى است و اگر تعبدى باشد تعبدى است و در واقع أوْفُوا بِالْعُقُودِ به منزله «صلّ» و «صم» و مانند آن است: به عقد وفا كن يعنى فلان عمل را انجام بده. آنگاه امر صلاتى و صومى و مانند آن به ذات عبادت تعلق مىگيرد، امر اجارى هم كه به منزله آن است به ذات عبادت بار مىشود و از اين جهت متعلق هر دو امر يكى است و بديهى است كه امر دومى مؤكّد امر اوّلى است و از آنجا كه اوّلى عبادى است، پس دومى مؤكّد عباديت و اخلاص است.
ب) امر اجارى رنگ دارد و ماهيت آن توصلى است و قصد قربت لازم ندارد، ولى هر امر توصلى مولوى قابليت دارد كه به قصد قربت آورده شود؛ و به ديگر سخن اگرچه قصد قربت شرط آن نيست ولى منافاتى هم ندارد و ممكن است به قصد قربت اتيان شود و اصطلاحاً از قسم عبادى به معناى اخص نيست، ولى عبادى به معناى اعم است. آنگاه معناى تأكّد اخلاص اين است كه قبل از تعلّق امر اجارى تنها راه اخلاص و تقرب به مولى قصد امر عبادى بود، و پس از تعلّق امر اجارى راه ديگرى هم براى قصد اخلاص پيدا شده است، يعنى قصد امتثال امر اجارى، چه اينكه اگر عنوان نذر و مانند آن هم اضافه شود و امر وفا به نذر هم بيايد راه سومى براى قصد اخلاص پيدا مىشود كه امكان تقرب از اين راه هم هست.
ج) از آنجا كه متعلق امر عبادى و امر اجارى در خارج اتحاد دارند و مثلًا يك نماز
[١]. المكاسب، ج ٢، ص ١٢٦.