كوثر فقه - محمدى خراسانى، على - الصفحة ٣٣١ - اصل صحت علم نجوم
دورتر شدن خورشيد از خط استوا در اختلاف فصلها و پيدايش گرما و سرما و ...، و مثل كم و زياد شدن رطوبات بدن با كم و زياد شدن نور ماه. حتى ظاهر برخى روايات تأثير طلوع و غروب ستارگان در حوادث زمينى است. از جمله در روايت مفصلى كه ابان بن تغلب از امام صادق (ع) نقل كرده است، حضرت در ملاقات با سعد يمانى فرمود:
فما اسم النجم الذي إذا طلع هاجت الإبل؟ قال اليماني: لا أدري، فقال له أبو عبدالله (ع): «صدقت، فما اسم النجم الذي إذا طلع هاجت البقر؟» فقال اليماني: لا أدري، فقال له أبوعبدالله (ع): «صدقت، فما اسم النجم الذي إذا طلع هاجت الكلاب؟» فقال اليماني: لا أدري، فقال له أبوعبدالله (ع): «صدقت في قولك لا أدري ...».[١] البته از آنجا كه قول به تأثير طلوع ستاره در هيجان شتر يا گاو و يا كلب، به نحو تأثير حقيقى و علت مستقل يا شريكه العلّه بودن، خلاف قرآن و سنّت و برهان است بايد توجيه شود، كه در ادامه خواهد آمد. خلاصه اينكه اوضاع فلكى، علت معدّه هستند و اگر هم تأثيرى دارند، اين تأثير را خدا به آنها داده است و خود او نظام اين عالم را نظام اسباب و مسببات قرار داده و او مسبّب الاسباب است ولى جبر هم نيست و هر گاه بخواهد اين تأثير را مىگيرد، آنگونه كه آتش را بر ابراهيم گلستان نمود.
با توجه به اين دو نكته در ارتباط با تنجيم اين بحث مطرح مىشود:
اصل صحت علم نجوم
از قرآن و روايات فراوان استفاده مىشود كه علم نجوم يكى از علوم واقعى است و بلكه يكى از علوم پيامبران است و آنان واقف به اين علم بودهاند و روابط اوضاع افلاك و كواكب را با حوادث و پديدههاى زمينى مىدانستند.
واضحترين آيه در مورد حضرت ابراهيم (ع) است كه مىفرمايد: فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجُومِ^ فَقَالَ إِنِّي سَقِيمٌ.[٢] البته مرحوم طبرسى در مجمع البيان سه قول در تفسير آيه ذكر كردهاند: يك تفسير اين است كه او نوعى بيمارى- همچون تب- داشت كه در
[١]. الاحتجاج، ج ٢، ص ١٠١.
[٢]. صافات( ٣٧): ٨٩- ٩٠.