كوثر فقه - محمدى خراسانى، على - الصفحة ٣٣٠ - احكام تنجيم
و غنا، بيمارى و سلامتى، گرانى و ارزانى، مذكر و مؤنث بودن جنين، خير و شر، فتح و شكست و ... را به افلاك نسبت مىدادند خلاف كتاب و سنّت است.
و نيز سخن يهوديان كه قائل به تعطيل هستند و دستگاه الهى را تعطيل مىدانند و علل و عوامل موجود در اين جهان را علت مستقل حوادث و پديدهها مىدانند باطل است. همچنين سخن آن دسته از اهل سنّت كه قائل به تفويض هستند باطل است كه جهان و پديدههاى آن را در اصل حدوث، محتاج به خداوند مىدانند، امّا در بقا براى آنها استقلال قائلاند. و نيز سخن آن دسته از فرق شيعى كه اهل غلوّ هستند و به نوع ديگرى قائل به تفويض هستند و حوادث عالم را مستقلًا به دست پيامبر و آل او مىدانند باطل است و به فتواى فقهاى اماميه موجب كفر است.
آرى عقيده به تأثير به اذن الهى مانعى ندارد و به نصّ قرآن حضرت عيسى مرده زنده مىكرد، نابينا را شفا مىداد و ... ولى همه اينها باذن الله و به حول و قوه الهى بود، كما اينكه مانعى ندارد خداوند شفا را در نسخه طبيب قرار دهد، سيرى را در خوردن، سيرابى را در نوشيدن قرار دهد و اينها مؤثر باشند باذن الله حال كه اينها مؤثرند چنين نيست تخلف محال است و به نوعى فاعل ايجابى و تأثير جبرى باشد، بلكه هر آن خدا بخواهد تأثير را از آنها مىگيرد و به تعبير قرآن كريم يَمْحُوا اللهُ مَا يَشَاءُ وَيُثْبِتُ وَعِنْدَهُ امُّ الْكِتَابِ.[١]
شايان توجه است كه علل و عوامل مادى در اين عالم مؤثر و مقتضى هم نيستند، بلكه معدّات هستند و زمينه را براى تأثير الهى و اعطاى اثر از سوى ذات حق فراهم مىكنند. مثلًا كشاورز با پاشيدن دانه در زمين و شخم زدن آن، زمينه را براى تأثير الهى فراهم مىكند، وگرنه زارع حقيقى خداوند است.
ب) بىشك ميان ستارگان و اوضاع فلكى و جوّى با حوادثى كه در عالم عناصر و زمين رخ مىدهد رابطه مرموزى وجود دارد مثل رابطه تابش آفتاب و انرژى خورشيدى با تداوم حيات و رشد و بالندگى نباتات و حيوانات و انسانها، و مثل رابطه نزديكتر و
[١]. رعد( ١٣): ٣٩.