كوثر فقه - محمدى خراسانى، على - الصفحة ٢٥٧ - تبصره اول
مشهور فقها روايات او را قبول ندارند، برخى هم به دلايلى قبول دارند، ولى ما از نظر رجال دليل معتبرى نيافتيم و لذا در قبول روايات او متوقف هستيم.
پاسخ فوق قابل مناقشه است زيرا اگرچه سند يك يك روايات اشكال دارد ولى از آنجا كه تعداد آنها زياد است و بيش از ده روايت است و احتمال كذب بودن هم بعيد، بنابراين، يك اطمينان نسبى به صدق و صدور بعضى از آنها حاصل مىشود و همين كافى است.
ثانياً مفاد روايات تمجيد از صوت خوش و دلنشين است و اين معنا نه عين غناى مصطلح است و نه ملازم آن، تا لزوماً از صوت حسن آهنگ غنايى اراده شود كه مخصوص اهل موسيقى است؛ بلكه منظور، معناى لغوى و متفاهم عرفى آن است يعنى قرآن را مثل كتابهاى ديگر نخوانيد بلكه آهسته آهسته و با ترتيل بخوانيد. اين به معناى ترخيص غنا در قرآن نيست.
ثالثاً در ميان همان روايات روايتى هست كه از ترجيع غنايى در قرآن مذمّت كرده است. مانند روايت عبدالله بن سنان.[١]
در روايت تفسير قمى در مقام مذمّت انسانهاى آخر الزمان از رسول اكرم (ص) هم روايتى وجود دارد كه صريحاً از تغنّى به قرآن و قرائت آن با آهنگ موسيقى منع و مذمّت نموده است[٢]. همچنين روايت شيخ صدوق در عيون.[٣]
در اين احاديث از مزمار قرار دادن قرآن مذمّت شده است و به فرموده امام راحل:
ا فرض قبول سند مىگوييم: اين روايات با روايت ابى بصير و مانند آن تعارض و تساقط مىكنند و برمىگرديم به
[١]. ر. ك: همان، ص ٢١٠، ح ١.
[٢]. همان، ج ١٧، ص ٣١٠، ح ٢٧.
[٣]. عيون اخبار الرضا، ج ٢، ص ٤١، باب ٣، ح ١٤٠.