كوثر فقه - محمدى خراسانى، على - الصفحة ٢٢٨ - بخش پنجم حكم عكاسى و فيلمبردارى
در باب طهارت ثلاث هم اين بحث مطرح است كه آيا وضو و غسل و تيمم اسماند براى غسلات و مسحات كه مجموعههاى مركباند و داراى اجزاى تدريجى مىباشند يا اسم براى مسببات آنها (طهارت باطنيه) هستند؟ نظر مشهور اين است كه اينها براى خود اسباب وضع شدهاند و بر خود افعال تدريجى اطلاق مىشوند. با توجه به اين مقدمه مىگوييم:
در روايات مسأله روى عنوان صورت و مثال و تمثال تكيه شده است و بحثى وجود دارد مبنى بر اينكه آيا اينها داراى معناى تركيبى هستند يعنى براى مجموعه اجزاى تصوير و تمثال كه افعال تدريجى مىباشند وضع شدهاند يا داراى معناى بسيط هستند و بر هيئت اجتماعيهاى كه از اين افعال تدريجى حاصل مىشود وضع شدهاند؟
تفاوت دو احتمال يا ثمره عملى آن در اين است كه بنابر مجموع مركب بودن، شخص از آغاز ساختن مجسمه يا كشيدن نقاشى، وارد حرام شده است و از همان لحظه مستحق مجازات و عقوبت است، اگر كار را به اتمام برساند. ولى بنابر بسيط بودن و بر هيئت اجتماعيه اطلاق شدن، تمام اين كارها از آغاز تا انجام مقدمات، حرام مىباشند و بستگى دارد كه مقدمه حرام حرام باشد يا نباشد كه به نظر تحقيق، همانطور كه مقدمه واجب وجوب شرعى ندارد، مقدمه حرام نيز حرمت شرعى ندارد و بر فرض كه حرام باشد قدر مسلّم جزء اخير علت تامّه، حرام است كه به دنبال آن مسبب و حرام (هيئت اجتماعيه) محقق مىشود.
به هر صورت، تحقيق احتمال اوّل است و متفاهم عرفى از صورت و تمثال مجموعه اجزاى آن است همانطور كه مفهوم خود صاحب صورت- مثلًا زيد- همان وجود خارجى مركب است، و اصولًا عرف از كلمه عكس، هيئت اجتماعى و مانند آن نمىفهمد و بايد توجه داشت كه در فهم معانى كلمات، فهم عرف مهم است. در مقام بيان هم مىگوييم: اين مجسمه يا نقاشى، فلانى است، اين سر اوست، اين چشم اوست، اين دست اوست و ....
حال كه اسم براى مجموعِ مركب از افعال تدريجى است آيا هر فعلى حرمت نفسى و استقلالى دارد يعنى ساختن يا كشيدن سر جداگانه حرام است، دست جداگانه حرام