كوثر فقه - محمدى خراسانى، على - الصفحة ٢١٩ - بخش دوم تصوير حيوانات، بدون تجسم(مجرد نقاشى)
نيست و با كراهت هم مىسازد؛ زيرا در مواردى «بأس» در كراهت و مرجوح بودن استعمال شده است. و بر فرض كه منظور، حرمت باشد، ولى از نظر ادبيات عرب، در جملههاى مشتمل بر استثنا، متكلم در مقام بيان حال مستثنامنه است، لذا به اطلاق آن مىتوانيم استناد كنيم، ولى در مقام بيان حال مستثنا نيست تا به اطلاق آن استناد شود. پس طرف مستثنا اجمال دارد و قدر مسلّم صورت و تمثال مجسمه و داراى جسم حيوانات است، نه مطلق تصوير.
٣. امّا اينكه شيخ اعظم مثال زدن به خورشيد و ماه را قرينه گرفت بر اراده مجرد نقش ... پاسخش اين است كه در آن دوران، افراد خورشيدپرست، ماهپرست، ستارهپرست فراوان بودند و تصويرهاى اين معبودها را ايجاد كرده بودند تا پرستش كنند؛ بديهى است كه در برابر عكس سجده نمىكردند، بلكه در برابر جسم و هيكل آنها سجده مىكردند و براى سيارات هفت گانه مثالها و هيكلهايى ساخته بودند كه آنها را مظاهر خود سيارات، و سيارات را مظاهر عقول مجرّده مدبّره مىدانستند، لذا هيكل ساختگى خورشيد و ماه و ستاره را مىپرستند نه عكس آنها را. علاوه بر اين، در روايات قبل هم آورديم كه مثال و تمثال، يا ظهور در خصوص مجسّمه دارد و يا قدر متيقن خصوص مجسّمه است.
خلاصه: دلالتِ دليل بر تحريم تصوير حيوانات بدون تجسم كامل نبود؛ بنابراين هيچ دليل معتبرى بر حرمت مجرد نقاشى كردن و ترسيم عكس و نقش حيوانات وجود ندارد. بر فرض شك هم به اصل اباحه و جواز برمىگرديم كه هم اصل اوّلى عقلى در اشياست- در برابر اصل حظر و اصل توقف- و هم اصلى عملى شرعى بعد از فحص و يأس از دليل است؛ ضمن اينكه به عمومات و اطلاقات آيات و رواياتِ بابِ طلب رزق و باب كسب و امرار معاش به هر طريق و از هر راه- مگر راه حرام- نيز مىتوانيم استناد كنيم. نقاشى كردن يك هنر و فن است و نزد عقلا ارزش و ماليت دارد و شرعاً هم منعى نداريم؛ بنابراين مشمول عمومات و اطلاقات مشار إليها مىباشد.
در عين حال امام راحل در تحرير احتياط مىكند و مىفرمايد: «وإن كان الأحوط تركه» كه چون مسبوق به فتوا، بر خلاف است قطعاً احتياط مستحبى است و صد البته