كوثر فقه - محمدى خراسانى، على - الصفحة ٢ - پيشگفتار
٢. اخلاق: اخلاق يعنى تزكيه نفس و تهذيب روح و در يك كلام تخليه و تحليه. تخليه يعنى پيرايش سرزمين جان و روح از همه صفات زشت و ناپسند يا همان رذائل، و تحليه يعنى آرايش جان به همه صفات زيبا و انسانى- الهى يا همان فضائل نفسانى، اخلاق يعنى متخلق شدن به اخلاق الهى و متأدب شدن به آداب او و خلق و خوى خوبان و پاكان جهان را پيدا كردن و در يك جمله: اخلاق يعنى چنان كه صورت ظاهر ما انسان است سيرت باطن ما نيز انسانى باشد كه كاملترين صورت در جهان امكان صورت انسان است.
٣. عمل صالح: عمل صالح در منطق شريعت دو شعبه دارد كه يكى جنبه اثباتى و ايجابى آن است و آن انجام هر كار خوب و مثبتى است كه عقل يا نقل يا هر دو شايسته بودن آن را تضمين كردهاند و اصطلاحاً «مما ينبغى أن يفعل» است يعنى همه واجبات و مستحبات شرعى و در كلام كاملتر، جميع حسنات عقلى و نقلى. و ديگرى جنبه سلبى آن است كه اجتناب از هر كار بد و ناپسند عقلى و نقلى باشد و در كلامى جامع، انجام طاعات و اجتناب از معاصى.
قرآن كريم در آيات فراوانى ايمان و عمل صالح را رمز صلاح و فلاح و نجات انسان دانسته و از جمله در سوره مباركه «العصر» مىفرمايد: وَالْعَصْرِ^ إِنَّ الإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ^ إِلا الّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ[١] صحت استثنا گواه آن است كه از «الانسان» عموم انسانها اراده شده است و گويا فرموده: «كل انسان يعنى تمام انسانها- با چندين تأكيد: ١. قسم؛ ٢. كلمه «إنّ» كه براى تحقيق است؛ ٣. لام تأكيد- در زيان كارىاند مگر كسانى كه ايمان آوردهاند و همه كارهاى صالح و شايسته را انجام دادهاند.
و در آيات متعدد ديگرى رمز سعادت را خودسازى و تزكيه نفس مىداند، از جمله در سوره مباركه «الشمس» با هفت يا يازده سوگند مىفرمايد: قَدْ أفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا^ وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا[٢] به تحقيق هر كس نفس خويش را تزكيه كرده رستگار شده و هر كس
[١]. عصر( ١٠٣): ١- ٣.
[٢]. شمس( ٩١): ٩- ١٠.