كوثر فقه - محمدى خراسانى، على - الصفحة ١٤ - پيشگفتار
نباشد كه باز خلاف اصل است (الاصل عدم المجاز يا الاصل الحقيقة يا الاصل الظهور) و ظاهر كلام بدون تقدير و تجوّز مراد است، و اين مدّعا در كلام عرب در نثر و نظم نمونه فراوان دارد. از جمله در نثر به آيه وَاسْألِ الْقَرْيَةَ[١] اشاره مىكنند كه مشهور مىگويند: قريه و در و ديوار جماد است و معنى ندارد كه از جماد بپرسيم، بنابراين مراد اين است كه «واسأل اهل القرية» و از باب مجاز در حذف است ولى امام راحل مىفرمايد: منظور پرسيدن از خود قريه و محل است يعنى به قدرى مطلب روشن است كه در و ديوار قريه شهادت مىدهند و جمادات هم مىفهمند تا چه رسد به انسان عاقل و داراى شعور و ادراك. و در شعر به بيتى از قصيده بلند فرزدق در مدح حضرت امام زين العابدين (ع) استشهاد مىكنند كه وقتى هشام تجاهل كرد، فرزدق گفت:
|
هذا الذى تعرف البطحاء وطأته |
والبيت يعرفه والحلّ والحرم[٢] |
|
مشهور گفتهاند: مراد اين است كه «تعرف اهل البطحاء» و «يعرفه صاحب البيت» و «يعرفه ساكن الحلّ والحرم» ولى امام راحل مىفرمايند: نيازى به اين تقادير نيست و تمام زيبايى كلام در اين است كه ظاهرش مراد باشد و مراد فرزدق اين است كه ابن هشام تو اين شخص را نمىشناسى؟ اين كسى است كه سرزمين بطحاء گامهاى او را مىشناسد، خانه كعبه او را مىشناسد، منطقه حلّ و حرم او را مىشناسند، چگونه تو او را نمىشناسى؟
امام راحل از اين مطلب در ابواب گوناگون نتايج مهمى گرفتهاند. از جمله در مورد حديث رفع در مورد بيع فرد مكره كه به فراز «رفع ما اكرهوا عليه»[٣] استناد شده است مشهور قائل به تقديرند زيرا يقيناً خود فعل اكراهى از امت اسلامى برداشته نشده است و مسلمان نيز گاهى بر كارى مكره مىشود و به حكم دلالت اقتضا و از باب صيانت سخن معصوم از كذب و خلاف گفتهاند بايد چيزى در تقدير باشد و در اينكه چه چيزى مقدر باشد اختلاف واقع شده. برخى خصوص مؤاخذه را تقدير گرفتهاند، برخى
[١]. يوسف( ١٢): ٨٢.
[٢]. وفيات الاعيان، ج ٦، ص ٨٦.
[٣]. الخصال، ج ٢، ص ٤١٧، ح ٩.