یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٧ - نسل جوان یا نسل جدید
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٢، ص: ٢٩٧
عشق به منزلها رسیده باشند و او هنوز آواره باشد، نمیتواند بشنود که تحول در ایرانِ مسلمان و موحد و ژاپنِ بت پرست و مشرک در زمان واحد پیدا شده باشد و ژاپن با دنیای غرب در صنعت و سیاست و اقتصاد رقابت کند و ایران همانطور عقب مانده و محتاج به قرضه و کمک باقی بماند؛ قشری که تازه بیدار شده که قوانین اجتماعی و علل پیشرفتها و انحطاطها را بشناسد.
از خصوصیات این قشر این است که میخواهد یک مکتب اجتماعی داشته باشد و به یک مکتب و مسلک اجتماعی که جوابگوی تقاضاهای فکر او باشد [١] بگراید، مسلکی که طرحی و نقشهای برای ساختمان جامعهای نو و مستقل و افتخارآمیز داشته باشد و بتواند با سیستمهای اجتماعی دنیا رقابت کند.
این قشر نمیتواند بدون فلسفه زندگی کند، فلسفهای و جهان بینی خاصی از جهان و سعادت و حیات و انسان میخواهد داشته باشد و سیستمهای اجتماعی براساس این فلسفه میخواهد داشته باشد. دین نیز جز به صورت یک مکتب و منطق مخصوص حیات و تکامل، برای او نمیتواند مفهوم صحیحی داشته باشد. این قشر با پیروان مکتبی روبرو شده که به قول یکی از دوستان از او پرسیدهاند تو در زندگی چه هدفی داری، طرز تفکر تو چیست؟
جهان بینی تو چیست؟ اسلام برای حل مشکلات اجتماعی چه راه حلهایی پیشنهاد کرده است؟
از خصوصیات این نسل این است که طالب نو و تجدد و تغییر و تجدید سازمانهای کهنه اجتماعی است؛ مثل پسری است که همینکه بزرگ شد علاقه مند است که خانه مسکونی پدری را تعمیر کند، نو کند، رنگ و روغن بدهد، بناهای فرسوده را خراب کند و از نو بسازد.
روح جوانی او اقتضای سازمان جوان دارد.
[١] و یکنواخت و قاطع همه مشکلات را حل کند، گو اینکه از لحاظ پایه آنقدر غیرقابل خدشه نباشد. بالأخره میل به انتظام فکری، او را ارضاء میکند.