یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٥ - تبلیغ - حسینیه هدایت شیراز (٩ و ١٠ و ١١ فروردین ٥١)
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٢، ص: ٧٥
نیست، نیازی هم به پیامبر تبلیغی نیست. اما پیامبر تشریعی به واسطه ختم نبوت به موجب فلسفهای که در مقاله «ختم نبوت» گفتهایم و اما پیامبر تبلیغی به واسطه اینکه این وظیفه بر عهده افراد خود امت- که در دوره ختمیه افراد رشدیافته در عقل و علم چنین صلاحیتی را دارند- گذاشته شده است و در آن مقاله به تفصیل بیان شده است.
بلاغ و وصول:
٣. کلمه تبلیغ، کلمهای ساده از ماده بلاغ است که به معنی رساندن پیام یا سلام و امثال اینها یعنی یک فکر و یا یک احساس است (نه هر رساندن از قبیل رساندن امور مادی مانند پول که جای کلمه ایصال است) [١].
بلاغت:
بلاغت را از آن جهت بلاغت میگویند که کلام و سخن [باید] قادر باشد منظور و منوی و پیام گوینده را و بالأخره فکر و احساس او را به شنونده ابلاغ کند، فکر را به عقل و اندیشه او ابلاغ کند و احساس را به ضمیر و احساسات او، یعنی هم حامل پیام عقل به عقل باشد و هم حامل پیام دل به دل. پیامبران رساننده پیام الهی به مردمند (و قال یا قوم لقد ابلغتکم رسالة ربی و نصحت لکم ولکن لاتحبون الناصحین) و مردم عادی و مخصوصاً حضرات مبلّغین اسلام در مقام پیامبرانِ پیامبر و پیام رسانانِ پیام رسانِ خدا هستند.
پیامبرانِ پیامبر:
الذین یبلغون رسالات اللَّه و یخشونه و لایخشون احداً الّا اللَّه و کفی باللَّه حسیباً.
سرنوشت کلمات:
٤. این کلمه جزء کلمات خوبی است که سرنوشت شومی پیدا کرده است، مانند کلمه استعمار و کلمه صداقت و صداقتی در عرف امروز ما، برعکس کلماتی مانند رعنا که مفهوم زشتی را میرساند و در عرف ما مفهومی مرادف مفهوم «زیبا» پیدا کرده است. حافظ شما میگوید:
صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را | که سر به کوه و بیابان تو دادهای ما را | |