یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦١ - یادداشت جهان بینی اسلامی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٢، ص: ٣٦١
انسان در شرایط مختلف احساسهای مختلفی دارد، مثلًا انسان در وقتی که دستش گرم است یک آب ٣٧ درجه را سرد و وقتی که سرد است گرم و گاهی با دو دست بهطور متفاوت احساس میکند [١]. چشم و گوش نیز در شرایط مختلف همینطور.
اینها شرایط خارجی است که تغییر میپذیرد و قابل تشخیص است، ولی از کجا که هر کسی با یک عینک مخصوص از مادر متولد نشده باشد؟ پس دیدها و بینشها درباره رنگها و شکلها و حجمها و حرارت و برودتها متفاوت است.
اینها مربوط به سطح جهان است. درباره عمق جهان و توجیه جهان و تفسیر فلسفی جهان پرسشها متفاوت است؛ یکی جهان را شاعر میبیند و یکی بیشعور، یکی عادل میبیند و یکی ستمگر، یکی مهربان میبیند و دیگری بیرحم و قسی القلب.
بینش سعدی و مولوی و حافظ که میگویند: آن که هفت اقلیم عالم را نهاد ... مقدّری که به گُل نَکهت و به گِل جان داد ... و امثال اینها با بینش خیام که میگوید: گر بر فلکم دست بُدی چون یزدان ...
متفاوت است.
اینکه حق با کدام است و کدامیک واقع بینانهتر است یک مبحث عمیق فلسفی است، ولی ما میتوانیم از راهی که ویلیام جیمز رفته است برویم و آن اینکه کدامیک به حال بشر نافعتر است (پراگماتیسم).
ایده عدالت یا ایده انساندوستی:
١٢. عدالت چیزی است که اغلب فیلسوفان جهان از آن دم میزنند و احدی در مفید بودن آن به حال بشر تردید ندارد (رجوع شود به نمره ٢٣)، اما باید ببینیم کدامیک از این جهان بینیها عملًا با ایده عدالت سازگار است و قادر است آن را تأمین کند.
آیا عدالت به خاطر مصلحت خود است یا ایده است؟:
آیا فلسفه امثال راسل که جهان را تاریک و کور و کر و بیتفاوت میدانند و
[١] به قول مولوی:
چونکه برگردی و برگردد سرت | جمله را گردنده بیند منظرت | |