یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٥ - تعلیم و تربیت اسلامی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٢، ص: ١٨٥
اکنون باید بحثی را که از قدیم علمای اسلام طرح کردهاند دنبال کنیم و آن اینکه آموزشی که فریضه است چه آموزشی است؟ و آیا آموزش بر یک طبقه فرض است یا بر همه یا دو نوع است: نوعی بر همه و نوعی دیگر بر گروهی خاص؟ اما اشتباه نشود که مقصود این نیست که فرض [بر] یک طبقه خاصی است بلکه مقصود این است که آن هم فرض بر همه است لکن ضرورت ندارد که همه جداجدا انجام دهند، یک دسته که به قدر کفایت انجام دهند از دیگران ساقط میشود.
آنچه بر همه به صورت فردفرد واجب است و واجب عینی است چیزهایی است که در اسلام جزء قلمرو ایمان است. آنچه در قلمرو ایمان است حتماً باید جزء قلمرو آموزش و تعلیم و تفکر منطقی قرار گیرد. و این یکی از امتیازات بزرگ اسلام [است] که قلمرو ایمان باید در قلمرو آموزش قرار گیرد، یعنی ایمان به خدا یک امر آموزشی است و همچنین ایمان به رسول خدا و معاد و امامت و عدل. این همان است که میگویند: اصول دین باید تحقیقی باشد نه تقلیدی.
از نظر اسلامی، خداشناسی مانند یک درس باید آموخته شود و همچنین پیغمبرشناسی که توأم است با قرآن شناسی. درحقیقت دو کتاب داریم برای مطالعه این دو منظور: یکی کتاب خلقت است برای شناختن خدا و دیگر کتاب وحی یعنی قرآن است برای شناختن رسول خدا. خداشناسی ابراهیمی بر چه اساسی بود؟ و دیگر کتاب اجتماع است برای اصل امامت و کتاب انسان است برای اصل معاد.
پس، از نظر اسلام کتب درسی این اصول تعیین شده است، فقط شایستگی تعلیم و تعلم لازم است. به عبارت دیگر: اسلام در آنچه که ایمان به آنها را خواسته است، شناخت و معرفت خواسته است نه اعتقاد. البته اعتقاد لازمه شناخت است ولی شناخت لازمه اعتقاد نیست. عقدالقلب گاهی در اثر تلقین و تقلید به صورت بسیار قوی و متعصبانه پدید میآید.
چون حوزه ایمانی اسلام حوزه معرفت و شناخت است نه صرف